تاراج آشکار: پیرامونیسازی، سلب مالکیت و بیثباتزیستی
نویسندگان
1 گروه جامعهشناسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 گروه مطالعات فرهنگی، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، ایران
4 گروه جامعهشناسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
5 گروه جامعهشناسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22059/jisr.2024.374740.1494چکیده
شکلگیری دولت-ملتهای مدرن و ایدئولوژی ناسیونالیسم باستانگرا برای چند دهه که به غیریتسازی دروناجتماعی و ملی مبتنی بر هویت قومی، مذهبی و زیانی بود، سبب ایجاد عرصۀ زیستجهان ایدئولوژیکی در ایران شده بود که غیریتسازی، پیرامونیسازی و فرودستسازی در آن حرف اول را میزد. این مقاله با تمرکز بر زیستجهان فرودستان (در اینجا نیروهای کار غیررسمی در حاشیه) به این پرسش پاسخ میدهد که چه سازوکاری وضعیت فرودستی نیروهای کار غیررسمی را تولید و بازتولید میکند و فرودستان چه راهبردهای مقاومتیای را در پیش میگیرند. به عبارت دیگر، منطق نیروهای حاکم بر شهر سنندج و حومۀ آن را با رویکردی مردمنگارانه مطالعه میکنیم. حیات اقتصادی و اجتماعی مردم سنندج در مکانیسمی مورد تعدی بوده که به فرودستشدن مردم انجامیده و بخش اعظمی از شهروندان را از دایرۀ زندگی نرمال بیرون انداخته است. درنتیجه آنها ناگزیر به اقتصاد و کار غیررسمی گرویدهاند. میدان مطالعه شهر سنندج است. این پژوهش در رویکرد کیفی و به روش مردمنگاری انجام شده است. در کار میدانی مردمنگارانه، پژوهشگر با میدان روبهرو است. گردآوری دادهها با فنون پژوهش میدانی شامل مشاهدات، گفتگوها و مشارکت یا حضور در زندگی روزانه و مطالعات کتابخانهای صورت گرفته است. چارچوب مفهومی ما براساس نظریات آصف بیات، میشل فوکو، امبمبه و استندینگ بنا شده است. این مطالعه نشان میدهد سازوکار فرودستساز از طریق سلبمالکیتهای گسترده در قالب سیاستها و برنامههای تاریخی، اقتصادی و اجتماعی، به پیرامونیسازی، فرودستی و بیثباتزیستی شهروندان دامن زده است. همچنین نشان میدهد در برابر این سازوکارهای فرودستساز، راهبردهایی مقاومتی مانند تسخیر خیابان، هویتطلبی ناسیونالیستی، فرقهگرایی و... شکل میگیرد. به تعبیری مطابق نتایج، تاریخ سنندج در پیوندی ناگسستنی با سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در تجربهای تاریخی بوده که با اعمال سیاست اغیارسازی، پیرامونیکردن و مطرودسازی شاهد تاراج گسترده از منابع محلی و از سوی دیگر سلبمالکیت از حقوق و زیست شهروندان بوده که با درافتادن جمعیت عظیمی از مردمان محلی در جرگۀ فرودستان رقم خورده است. اما این متن همواره جهانهایی موازی در برابر این سازوکار تاراج سیستماتیک تاریخی خلق کرده است. نکتهای که نباید از نظر دور داشت این است که به موازات خلق جهانهای فرودستان در برابر تاراج و سلبمالکیت تاریخی، این جهانهای موازی نتوانسته است بهمثابۀ پلی برای خروج از فرودستی و قربانیشدن آنان باشد.