واکاوی پدیدۀ آفلوانزا و ذهنیت کارآفرینی گریزی در میان فرزندان کارآفرینان (با استفاده از نظریۀ داده‌بنیاد)

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای گروه مدیریت، واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی، دهاقان، ایران.

2 عضو هیأت علمی گروه مدیریت، واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی، دهاقان، ایران.

3 دانشیار گروه مدیریت، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jed.2020.310142.653458
چکیده

پیدایش پدیدۀ آفلوانزا[1] به‌عنوان نماد مصرف‌گرایی افراطی در میان فرزندان خانوادۀ کارآفرینان می‌تواند بقا و رشد کسب‌و‌کارها را مورد تهدید قرار دهد که تا به حال مورد مطالعۀ جامعی قرار نگرفته است. هدف اصلی مقالۀ حاضر، واکاوی پدیدۀ آفلوانزا در میان فرزندان کارآفرینان با بکارگیری روش نظریۀ داده‌بنیاد رهیافت نظام‌مند که بر حسب هدف، پژوهش بنیادی است. پس از کدگذاری و تحلیل اطلاعات حاصله از 15 مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته (مبتنی‌بر روش نمونه‌گیری هدفمند) با کارآفرینان استان تهران با حداقل 10 سال تجربۀ مدیریت کسب‌‌وکار و دارای 2 فرزند، تعداد 117 مفهوم، 20 مولفه و 7 مقوله به کمک نرم‌افزار اطلس‌تی استخراج شد. براساس یافته‌های این پژوهش، شرایط علّی پدیدۀ آفلوانزا شامل عواملی مانند عدم ایجاد توازن بین کسب‌وکار و زندگی توسط کارآفرینان، الگوسازی نامطلوب والدین کارآفرین به‌همراه نامطلوب بودن شرایط/ چارچوب ملّی کارآفرینانه (محیط نامطلوب کسب‌وکار) است که سبب ایجاد ذهنیت کارآفرینی‌گریزی (به‌عنوان پدیدۀ محوری) در بین فرزندان کارآفرینان شده است. ذهنیت کارآفرینی‌گریزی منجر به بروز کنش‌های غیرکارآفرینانه و حتی ضدکارآفرینانه از جمله مصرف‌گرایی شدید، تن‌پروری و... می‌شود. محیط خانوادگی نامطلوب (به‌عنوان شرایط زمینه‌ای) و نیز شرایط/چارچوب عمومی جامعه مانند فرهنگ عمومی و وضعیت کلان اقتصادی (به‌عنوان شرایط مداخله‌گر) بر ذهنیت کارآفرینی‌گریزی فرزندان‌شان تاثیرگذار هستند. پیامدهای این پدیده در سطح فردی منجر به عدم شکل‌گیری زنجیرۀ کارآفرینی بین‌نسلی، در سطح کسب‌و‌کاری به عدم بقا و رشد کسب‌و‌کار شده و در سطح ملّی نیز منجر به هدررفت منابع ملّی و عدم توسعۀ فرهنگ ملّی کارآفرینانه می‌گردد.