فهم پدیدهمحوری و ریشههای تصمیمهراسی مدیران با استفاده از نظریه دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
4 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2021.325863.2976چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف فهم پدیدۀ محوری و ریشههای تصمیمهراسی مدیران در وزارت کشور و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اجرا شده است. روش: پژوهش به روش ترکیبی (کیفی ـ کمی) اجرا شده است. در بخش کیفی آن، از گراندد تئوری و در بخش کمّی، از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. بر اساس مدل پیاز پژوهش ساندرز (2009) فلسفه پژوهش خردگرایانه، رویکرد آن ترکیبی، استراتژی آن گراندد تئوری، انتخاب روش آمیخته، بازه زمانی روش مقطعی و روش گردآوری دادهها کتابخانهای ـ میدانی است. ابزار جمعآوری اطلاعات بخش کیفی مصاحبههای نیمهساختاریافته و در بخش کمّی، پرسشنامه محققساخته بوده که روایی و پایایی آن تأیید شده است. یافتهها: ابعاد طفرهروی در تصمیمگیری، ناتوانی درک مسئله، هراس از مواجهه با تصمیمگیری و تصمیمگیری انتزاعی مربوط به متغیر تصمیمهراسی مدیران (پدیدۀ محوری) و ضعف در تصمیمگیری، ترس از عواقب تصمیم، جوّ سازمانی، برنامهمحور نبودن تصمیمهای سازمانی، فقدان تجربه تصمیمگیری و در دسترسنبودن اطلاعات واقعی مربوط به شرایط علّی تأثیرگذار بر پدیدۀمحوری شناسایی شدند. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای بخش کیفی (کدهای شناساییشده) تأیید ارتباط ابعاد با متغیرها و مدل معادلات ساختاری پژوهش که با نرمافزار اسمارت پیالاس 3 انجام گرفت، مشخص شد که شرایط علّی با ضریب اثر و ضریب معناداری مقبول بر پدیده تصمیمهراسی اثر میگذارند. معیارهای GOF، 2Q، Rsquare و Fsquare برای مدل ساختاری و مدلهای اندازهگیری محاسبه شد که همگی، مقادیر مجاز و مقبولی داشتند.