واکاوی صحت و بطلان تعهد به پرداخت خسارت در بیمه‌های عمر و زندگی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانش‌آموختۀ دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/jorr.2017.135841.1007110
چکیده

یکی از چالش‌های مهم جواز بیمۀ عمر، ایراد شبهۀ غرر (خطر و جهالت) و بیع امنیت است. در مقالۀ پیش‌رو، با بهره‌گیری از روش تحلیلی – توصیفی در صدد پاسخگویی به دو اشکال اساسی مذکوریم. نتایج پژوهش حاکی از این است که اگر مقصود از غرر، خطر باشد، اصولاً بیمۀ عمر نه برای ایجاد خطر، بلکه برای دفع خطر و جبران خسارت پدید آمده است. اگر غرر به‌معنای جهالت باشد، مبنای اشکال این است که معاوضه در بیمۀ عمر، معاوضۀ مال به مال تصور شده، در حالی‌که مبادله در بیمۀ عمر، مبادلۀ مال در مقابل دریافت تعهد به پرداخت خسارت و در نتیجه تأمین امنیت است. جهالت برای ‌‌بیمه‏‌گذار نیز وجود ندارد، زیرا وی اقساط بیمه‌ را می‌‌پردازد و در مقابل، تعهد و تأمین به‌دست می‌‌آورد و این برای ‌‌‌بیمه‌گذار مالیت دارد و دارای ارزش اقتصادی است که می‌‌تواند در مقابل اقساط بیمه‌ای، عوض مورد مصالحه قرار بگیرد. از این‌رو بیمۀ عمر، بیع امنیت نیست، بلکه صلح تأمینی محسوب می‌شود. مبنای حقوقی آن مادۀ 768 ق.م (صلح تأمینی) است. در این ماده، تعهد به پرداخت نفقه به‌عنوان عوض مورد معامله قرار گرفته است. بیمۀ عمر نیز، بر عقد صلح تأمینی انطباق‌پذیر خواهد بود.