تحلیل امکان تبیین فلسفه اخلاق بر مبنای فطرت: دیدگاه شهید مطهری

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات ، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادیار مطالعات زنان، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه بین‌المللی اهل بیت (ع)، تهران، ایران

doi
چکیده

یکی از مسائل بنیادین در تاریخ فلسفه، بررسی مبانی فلسفی اخلاق است که تأثیرات آن فراتر از حوزه اخلاق، به حوزه‌هایی مانند فلسفه سیاست نیز کشیده شده است. در سنت فلسفی گذشته، حکمت به دو شاخه نظری و عملی تقسیم می‌شد؛ حکمت نظری به شناخت حقایق هستی و حکمت عملی به بررسی ارزش‌ها و بایدها در حوزه اخلاق و سیاست (تدبیر مدن) اختصاص داشت. مسئله اساسی در این زمینه، بررسی "منطق" حاکم بر حکمت عملی است. در حالی که منطق برهانی بر حکمت نظری حاکم است، این پرسش مطرح می‌شود که آیا در حکمت عملی نیز می‌توان از منطق قیاس برهانی بهره گرفت؟ این مقاله با هدف بررسی جایگاه فطرت در فلسفه اخلاق از دیدگاه شهید مطهری و تبیین مبانی اخلاق اسلامی تدوین شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه می‌توان بر اساس نظریه فطرت، اصول اخلاقی کلی و پایدار را تبیین کرد؟ فرضیه مقاله بر این استوار است که شهید مطهری با تکیه بر فطرت انسانی و دوگانگی وجودی انسان (بُعد سفلی و بُعد عِلوی) اخلاق را به‌عنوان مجموعه‌ای از بایدهای کلی با ریشه در بُعد علوی انسان معرفی می‌کند. روش پژوهش، تحلیلی و توصیفی است و بر مبنای بررسی آثار شهید مطهری و تحلیل مفهومی نظریات وی صورت گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهند که مطهری نظریه فطرت را نه‌تنها برای تبیین اخلاق، بلکه به‌عنوان پاسخی به چالش‌های نسبیت‌گرایی اخلاقی و نظریات پراگماتیستی مطرح می‌کند. در نهایت، اصول اخلاقی از دیدگاه وی بر اساس یک مبنای مشترک انسانی و در راستای کمال معنوی انسان قابل توجیه‌اند.