نمودهای ناپایداری اجتماعی در ایران در قرن هشتم هجری قمری در متون منظوم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه تاریخ/ دانشگاه شهید بهشتی
2 استاد گروه تاریخ /دانشگاه شهیدبهشتی
3 دانشیار گروه تاریخ /دانشگاه شهیدبهشتی
doi
چکیده
جامعه ایران در قرن هشتم هجری که مصادف با زوال حکومت ایلخانی بود، یکی از دورانهای بیثبات تاریخی خود را پشتسر میگذاشت. در این دوران، همواره حس ناامنی وجود داشت، همهچیز کوتاهمدت بود، جنگهای مداوم رخ میداد، حکومتها عوض میشد، و در یک کلام میزان ناپایداریها به اوج خود رسیده بود. در این مقاله، با روش توصیفی ـ تحلیلی، مولفههای ناپایداری اجتماعی، در قرن هشتم، از دیدگاه شاعران و چگونگی انعکاس آن در دیوان آنها، مورد بررسی قرار میگیرد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که برخی از مولفهها نظیر ناامنی و خشونت گسترده، برتری یافتن افراد دون پایه، پریشانی احوال مردم، شکایت از اوضاع زمانه و میگساری بیشتر از همه در دیوان شعرای این دوران بازتاب یافته است. مطابق دیوان شعرا، در قرن هشتم مردم به لحاظ روحی و روانی در اضطراب و نگرانی به سر میبردند. به گفته آنها، مردم در این زمانه شاد نبوده و غم همدمشان است. به زعم آنها، در این شرایط، مردم انزوا پیشه کرده و به امید گشایشی در آینده هستند. همچنین، بسامد واژگان منفی و خشونت بار در دیوان آنها بالاست.