تعیین میزان سرانه شرب در راستای اجرای پروژه جداسازی آب شرب و بهداشتی (مطالعه موردی: حوزه‌ شهری بجستان)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی و کویرشناسی، دانشگاه یزد، ایران.

2 استاد گروه علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی و کویرشناسی، دانشگاه یزد، ایران.

3 استادیار گروه علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی و کویرشناسی، دانشگاه یزد، ایران.

4 دانشجوی دکتری عمران آب، دانشگاه آزاد تهران جنوب، تهران، ایران.

5 کارشناس ارشد علوم زمین، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای خراسان رضوی، مشهد، ایران.

doi
10.22112/jwwse.2022.323869.1303
چکیده

تأمین آب شرب باکیفیت از مهم­ترین دغدغه­های جوامع امروزی محسوب می‌شود. استفاده از سیستم مناسب در توزیع عادلانه آب با به‌کارگیری استانداردهای لازم، بسیار ضروری است و طبیعتاً نوع سیستم به‌کار گرفته‌شده، منجر به مقادیر متفاوت سرانه خواهد شد. امروزه نزاع بر سر منابع آب باکیفیت در مناطق خشک افزایش‌یافته است و دولت­ها را مجبور به استفاده از سیستم‌های جداگانه­ی آب شرب و بهداشتی نموده است. لزوم درک میزان مصرف اشخاص در قالب سرانه، لازمه­ طراحی صحیح شبکه­های توزیع آب شرب است که به طرق مختلف جمع‌آوری و تحلیل می­شود. محدودیت کیفی منابع آب زیرزمینی منطقه بجستان، منجر به اجرای طرح جداسازی آب شرب و بهداشت، با ایجاد ایستگاه‌های برداشت دولتی آب از سال 1393 شده است. این مقاله، باهدف برآورد مصرف سرانه شرب به روش پرسشگری انجام‌گرفته که با درنظر گرفتن 378 نمونه و نمونه­گیری تصادفی در فواصل معین از هر جایگاه، محاسبه‌شده است. مقدار سرانه به‌دست‌آمده در حدود 3 لیتر برآورد شده، اما مقدار آن در بافت­های مختلف دارای پراکنش متفاوت بوده و در فاصله­ 5/2-5/4 لیتر است که بیشترین مقدار آن در بافت ویلایی جدید و کمترین حد آن در بافت آپارتمانی است. هم‌چنین نتایج حاصل ازنظرسنجی این طرح و نیز مشکلات و پیامدهای اجرای آن نشان داد که در حدود 03/69 درصد از مردم، از آب این جایگاه‌ها برای مصرف آشامیدن و چای استفاده می­کنند که به‌عنوان ملاک تعیین سرانه است. بیشترین مشکلات جایگاه‌های برداشت نیز خرابی­های متعدد جایگاه‌ها و دشواری برداشت از آن­ها است که لزوم تجدیدنظر در برخی ساختارهای شبکه را می­طلبد.