وصیت اشخاص بلاوارث در حقوق ایران و فقه امامیه

نویسندگان

1 استاد دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه امام صادق (ع)

doi
10.22059/jorr.2017.208821.1007360
چکیده

یکی از موضوعاتی که سرنوشت آن به‌صراحت در قانون مدنی مشخص نشده، وضعیت وصیت اشخاص بلاوارث است. این بحث در بین فقها و حقوقدانان اختلافی محسوب می‌شود، ولی از مجموع این اختلاف‌ها سه نظریه جای بررسی دارد. دستۀ اول وصیت شخص بلاوارث را همانند سایر افراد تا ثلث وصیت صحیح می‌دانند و نزد آنان هیچ کس حتی امام نیز اختیار تنفیذ مازاد بر ثلث را ندارد؛ دستۀ دوم بر این باورند که در صورت فقدان وارث، اموال متوفی متعلق به دولت است، اما در صورتی‌که وصیت شخص بلاوارث مختص به امور خیریه باشد، وصیت مازاد بر ثلث او صحیح است، ولی در امور غیرخیریه چنین حقی برای او نیست؛ دستۀ سوم معتقدند شخص بلاوارث در وصیت آزادی کامل دارد و می‌تواند همۀ اموال خود را به هر کس بخواهد وصیت کند. به‌نظر می‌رسد در حقوق کنونی با توجه به فلسفۀ وجودی ثلث که همانا حفظ حقوق وراث است، در صورت نبودن چنین مانعی، باید قائل به نظر سوم شد. سیاق عبارات قانون مدنی در مواد مربوط به اجازۀ وراث در تنفیذ وصیت مازاد بر ثلث ترکه نیز مؤید همین مدعاست.