نزاع در ایران (سنخ شناسی، بستر و علل و عوامل غالب)
نویسندگان
1 گروه توسعه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 گروه توسعه اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jisr.2024.376824.1505چکیده
نزاع دستهجمعی یکی از پدیدههای اجتماعی چالشبرانگیز است که از دیرباز در اجتماعات محلی وجود داشته است. منظور از نزاع دستهجمعی درگیری یا دعوایی است که غالباً با انگیزههای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی میان حداقل سه نفر ایجاد میشود. در پرتو این آسیب، کژکارکردیهای متعددی در سازمان اجتماع رخ میدهد. این کژکارکردیها منشأ درگیریهای ثانویهای میشود که تا مدتها به شکلهای گوناگون ادامه پیدا میکند. پژوهش حاضر با هدف شناخت سطوح تحلیلی تحقیقات انجامگرفته دربارۀ نزاعها و سنخشناسی آنها بهلحاظ بستر و عوامل غالب انجام شده است.پژوهش حاضر با روش فراترکیب و با بررسی 36 پژوهش صورت گرفته است.یافتههای پژوهش نشان میدهد تحقیقاتی که در سطح توصیف صورت گرفتهاند بیشتر به ارتباط متغیرهای زمینهای با میزان گرایش به نزاع پرداختهاند. تحقیقاتی که در سطح تبیین انجام شدهاند علل اجتماعی، فرهنگی و بومشناختی را در ایجاد نزاع مؤثر دانستهاند و بعضی تحقیقات با ارائۀ راهکارهایی مانند عدالت ترمیمی و اعتماد، به دنبال کنترل این پدیده بودهاند. علل غالب نزاعهای دستهجمعی در پژوهشهای مطالعهشده بیشتر شامل مؤلفههای طایفهگرایی، جمعگرایی عمودی، چالشهای محیطی، کمیابی، مسائل حقوق و مالکیت و تجربۀ نزاع بوده است.نتایج فراترکیب تحقیقات بیانگر آن است که علل و عوامل نزاع دستهجمعی در جامعۀ ایران را میتوان تحت تأثیر شرایط اقلیمی نیز صورتبندی کرد. بدین معنا که علل نزاع در اقلیم مرکزی و خشک ایران بهشدت از عوامل محیطی مانند کمیابی و رقابت بر سر منابع تأثیر میپذیرد. هرچه از مرکز بهسمت غرب و جنوب غرب حرکت کنیم، بهتبع وجود بافت اجتماعی چندقومیتی، این پدیده بیشتر به علل خویشاوندگرایی و خاصگراییهای تعمیمیافته شکل گرفته است. همچنین در شرق و جنوب شرق، نزاعها بیشتر تحت تأثیر تجربۀ نزاع، محرومیتها و ناامنیهای اجتماعی-سیاسی رخ میدهد. در نواحی شمالی نیز بیشتر به علل نابرابری و احساس محرومیت نسبی رخ داده است.