صورت بندی سوژه زن مدرن در گفتمان شبه مدرن پهلویسم

نویسندگان

1 گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهرا، تهران ، ایران

3 گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

doi
10.22059/jisr.2024.378140.1521
چکیده

زن یکی از پرمناقشه‌ترین سوژه‌ها در گفتمان‌های تاریخ معاصر ایران بوده و در هر دوره معنایی خاص یافته است. هویت زنان همواره تحت تأثیر گفتمان‌ها و تنازعات گفتمانی قرار گرفته است. دورۀ پهلوی به‌دلیل آشکارشدن این تنازعات در حوزۀ کنش‌های اجتماعی، اهمیت زیادی دارد.مقالۀ حاضر با استفاده از روش تحلیل انتقادی گفتمان به واکاوی گفتارهای مهم در متون روشنفکران این دوره حول محور زنان می‌پردازد تا معنای زن مدرن و رویه‌های معنایی برسازندۀ آن را درک و ایدئولوژی حاکم بر این گفتمان را واکاوی کند و به بررسی جایگاه آن در سپهر سیاسی-اجتماعی بپردازد.نتایج تحقیق نشان می‌دهد مهم‌ترین گزاره‌های گفتمانی عبارت‌اند از: ضرورت مدرن‌سازی فوری ایران، وطن‌پرستی باستان‌گرایانه و دولت مقتدر نوگرا، حقوق اجتماعی زنان، لزوم علم‌آموزی زنان، تأکید بر تکالیف زنانه، بازنگری در پوشش زنان و لزوم رفع حجاب و تغییر مناسبات ازدواج. این گفتمان با طرد و نفی زن سنتی به برساخت زن مدرن به‌مثابۀ «زن ایرانی تراز تجدد» می‌پردازد و تحت تأثیر ایدئولوژی ناسیونالیسم باستان‌گرا و با تأکید بر مقولۀ نوگرایی مقتدرانۀ عناصر هویت‌ساز پیشین را به حاشیه می‌راند و عناصر مدرن را به تقلید از زنان اروپایی برجسته می‌سازد.در سطح کردار گفتمانی و کردار اجتماعی تناقضاتی در این رویکرد وجود دارد که نشان می‌دهد رهایی و ترقی زنان هدف این گفتمان نبوده، بلکه هدف اصلی، از یک طرف کاستن از قدرت سنت‌گرایان و از سوی دیگر ارائۀ چهره‌ای نمایشی از مدرنیزاسیون بوده است.