مفهوم انسان‌محوری در مطالعات جامعه‌شناختی هوش مصنوعی

نویسندگان

1 گروه مردمشناسی، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jisr.2024.376963.1509
چکیده

امروزه شاهد دامنۀ گستردۀ نگرانی‌ها از به‌مخاطره‌افتادن موقعیت انسان در نسبت با فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی هستیم. در پاسخ به این نگرانی‌ها، حوزۀ مطالعاتی هوش مصنوعی انسان‌محور به‌دلیل نیاز انسان به استفاده از چنین سیستم‌هایی شکل گرفت. پژوهش حاضر به تحریک و تقویت دو نیروی بالقوۀ مطالعاتی -جامعه‌شناسی و هوش مصنوعی- برای هرچه نزدیک‌ترشدن به یکدیگر و شکل‌گیری مفهوم انسان‌محوری می‌پردازد.پژوهش پیش‌رو ذیل جنبش روش‌شناختی کیفی از مرور نظام‌مند مطالعات موجود به‌عنوان روش تحقیق استفاده کرده است. نمونه‌گیری به روش گلوله‌برفی انجام گرفت. فرایند گزینش مقالات و انتخاب مجموعۀ آغازگر طبق دستورالعمل پریسما انجام شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز با چارچوب طراحی نوآورانۀ الماس دوبر انجام گرفت.یافته‌های پژوهش در هشت سطح طبقه‌بندی شدند که عبارت‌اند از: معضلات هوش مصنوعی انسان‌محور؛ هوش مصنوعی انسان‌محور در تولید علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی؛ پژوهش‌های میان‌رشته‌ای دربارۀ مفهوم انسان‌محوری در مطالعات جامعه‌شناختی هوش مصنوعی؛ جایگاه هوش مصنوعی انسان‌محور در روش‌شناسی علوم اجتماعی؛ اصول و مقررات ناظر بر توضیح‌پذیری و تبیین‌پذیری هوش مصنوعی؛ نقش انسان‌محوری در درک و تصور کنشگران از هوش مصنوعی؛ تعامل انسان با هوش مصنوعی؛ هوش مصنوعی انسان‌محور در حوزه‌های مطالعاتی خاص.از مرور نظام‌مند مطالعات موجود، دو معضل ناظر به هوش مصنوعی و سه معضل ناظر به انسان (در معنای عام) شناسایی شدند. هم‌نهشت معضلات، همچنین اتخاذ مواضع متفاوت مقالات درمورد معضلات مذکور، موجب شکل‌گیری رویکردهای مختلف (درمجموع 22 رویکرد) در مواجهه با این معضلات شده است.