تأملی جامعه‌شناختی بر نظام مسائل و آسیب‌های اجتماعی (مورد مطالعه: استان آذربایجان غربی)

نویسندگان

1 گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

doi
10.22059/jisr.2024.367430.1454
چکیده

هدف این مقاله، شناسایی و اولویت‌بندی نظام مسائل و آسیب‌های اجتماعی استان آذربایجان غربی برای همسوکردن حوزۀ اجرایی با حوزۀ دانشی و ایجاد یک فضای مفهومی مشترک و جلب توجه مدیران اجرایی به یافته‌های علمی حوزۀ اجتماعی برای نیل به توسعۀ اجتماعی است. به‌لحاظ نظری، دو رویکرد عمدۀ واقعیت‌گرایی اجتماعی و برساخت‌گرایی در بررسی مسائل و آسیب‌های اجتماعی طرح شده است که در این تحقیق از رویکرد برساخت‌گرایی برای شناسایی نظام مسائل و تشخیص اهمیت و اولویت مسائل اجتماعی از دیدگاه نخبگان بهره گرفته شده است.روش‌شناسی پژوهش حاضر از منظر راهبرد استقرایی، از لحاظ ماهیت کیفی، از نظر هدف کاربردی، و به‌لحاظ تحلیل داده‌ها اکتشافی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل مطلعان کلیدی و کارشناسان خبره در حوزۀ آسیب‌های اجتماعی (استادان دانشگاهی علوم اجتماعی، مدیران اجرایی و کارشناسان حوزۀ اجتماعی) است که به شیوۀ نمونه‌گیری غیراحتمالی هدفمند، 20 نفر از کارشناسان و متخصصان انتخاب شدند. واحد تحلیل این پژوهش، آسیب‌ها و مسائل اجتماعی، واحد مشاهده در این پژوهش فرد صاحب‌نظر یا صاحب تجربه در حوزۀ آسیب‌های اجتماعی است. برای گردآوری داده‌ها از تکنیک مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته، جلسات گروه متمرکز و تکنیک دلفی و برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار میک‌مک استفاده شده است.یافته‌های تجربی پژوهش حاکی از آن است که نحوۀ پراکنش متغیرها و شاخص‌ها در محورهای تأثیرگذاری (نفوذ) و تأثیرپذیری (وابستگی) مستقیم و غیرمستقیم مسائل بر همدیگر، سیستم اجتماعی مرکز استان را به‌لحاظ آسیب‌های اجتماعی در وضعیت ناپایدار نشان می‌دهد و بدکارکردی نهادی (ضعف مدیریتی)، حاشیه‌نشینی، اعتیاد، کودکان خیابانی، طلاق، فقر و بیکاری از مسائل اساسی، راهبردی و کلیدی محسوب می‌شوند. براساس نتایج و یافته‌های این پژوهش در برنامه‌ریزی برای مداخلات اجتماعی ضرورت دارد این مسائل به‌عنوان مسائل اولویت‌دار مدنظر باشد.