تببین فرایند شکلگیری قابلیت شبکهای در سازمانهای دولتی فعال در پنجره واحد تجاری ایران با استفاده از نظریه دادهبنیاد
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، گروه مهندسی فناوری اطلاعات، دانشگاه مجازی نور طوبی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت فناوری اطلاعات، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jipa.2019.291013.2646چکیده
هدف: در عصر حاضر، شبکهسازی و همکاری بین سازمانهای دولتی، عامل مهمی برای ارائه خدمات یکپارچه است که در واقع باعث میشود که ارزش عمومی و طراحی سرویس از دیدگاه شهروندان ایجاد شود. برای این منظور، سازمانهای دولتی به قابلیت جدیدی با عنوان قابلیت شبکهای نیاز دارند. هدف این پژوهش، مدلسازی فرایند شکلگیری قابلیت شبکهای در سازمانهای دولتی فعال در پنجره واحد تجاری ایران است. روش: در اجرای این پژوهش کیفی، از نظریه برخاسته از داده با روش اشتراوس و کوربین استفاده شده و بهمنظور تحلیل دادههای بهدستآمده از مصاحبهها، مستندها و صورتجلسههای پروژه پنجره واحد تجاری، کدگذاری سهمرحلهای باز، محوری و انتخابی انجام شده است. یافتهها: در این پژوهش برای شکلگیری قابلیت شبکهای 35 مفهوم، 13 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی شناسایی شدند که در 5 سطح تحلیل، شامل سطوح شبکه، محیط، بین سازمانی، تکنولوژیکی و سازمانی دستهبندی شدهاند. در انتها، 5 گام اجرایی برای شکلگیری قابلیت شبکهای و 6 فرضیه اصلی و 12 فرضیه فرعی برای اجرای پژوهشهای آتی پیشنهاد شد. نتیجهگیری: مدل نظری پیشنهادی نشان میدهد که انگیزههای درونی و بیرونی شرایط علّی ایجاد قابلیت شبکهای بوده و ابعاد توسعه قابلیت شبکهای در سازمانهای دولتی نیز هم دربردانده قابلیتهای درونی و هم قابلیتهای بین سازمانی هستند. شرایط محیطی دور و نزدیک جزء شرایط زمینهای اثرگذار بر توسعه قابلیت شبکهای بوده است. همچنین ویژگی حاکمیت شبکه و معماری فناوری اطلاعات شبکه جزء شرایط مداخلهگر مؤثر بر توسعه قابلیت شبکهای است. بر اساس مدل نظری پیشنهادی، در سطح بلوغ سازمانهای ایرانی، سازوکارها عبارتاند از ادغام و تعاملپذیری پویا و راهبردها نیز عبارتاند از ارتباطها و همکاری. در نهایت پیامدهای حاصل از توسعه قابلیت شبکهای سازمان شامل ایجاد مزایا برای شهروندان، سازمانها و متولیان شبکه هستند.