بررسی ساختار اجتماعی دیاسپوراهای تجاری مسلمانان در مالابار و نقش صوفیان ایرانی در سده‎های 8 - 7‎ ق/ 14 - 13‎ م

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی /دانشگاه شیراز

2 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
چکیده

اقشار و اقوام گوناگونی در تشکیل جماعات دیاسپورایی مسلمانان در مالابار مؤثر بودند که از دو گروه بومی و مهاجر و یک گروه دورگه تشکیل می‎شد، اما شامل اقشار متنوعی بود که از حاکمان محلی هند، «بازرگانان غریب و شهری (بومی)» تا دلال‎های دورگۀ هندو ـ مسلمان (ماپیله) را دربرمی‌گرفتند. صوفیان ایرانی نیز در این جوامع حضور داشتند. به نظر می‎رسد که در این نوع جوامع دیاسپورایی، نوع رابطه میان این اقشار و سازوکارِ این ارتباط تحت‎تأثیر کسانی شکل می‎گرفت که قدرت خود را از نفوذ و منزلت اجتماعی به‎دست‎می‎آوردند. از این رو، مقالۀ حاضر بر آن است که با روش تحقیق تاریخی و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، با مدّ نظر قراردادن الگوی نظری دیاسپورا، جایگاه و نقش صوفیان یادشده را در دیاسپورای مسلمانان در سواحل مالابار بررسی کند. یافته‎های تحقیق در جهت تأیید فرضیه بوده و حاکی از آن است که صوفیان به‎عنوان تأمین‎کنندۀ فضای تعامل و همکاری و تفاهم میان جماعات مهاجر و بومی در درون جوامع دیاسپورای مسلمانان عمل می‎کردند.