رویکردهای استعدادپژوهی در خطمشیهای نخبگانی کشور
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jipa.2019.264568.2349چکیده
هدف: خطمشیهای کشور در امور نخبگان با هدف بهکارگیری نخبگان در راستای حل مسائل کشور تدوین و به اجرا گذارده شدهاند. قلمرو نظری متناسب با این خطمشیها، مطالعات استعدادپژوهی است که در آنها ماهیت استعدادها و چگونگی بهرهبرداری از استعدادها بررسی میشوند. آگاهی از اینکه خطمشیهای نخبگانی کشور با کدام رویکردهای استعدادپژوهی قرابت و تناسب بیشتری دارند، هدف اصلی این پژوهش بوده است. روش: در این پژوهش از راهبرد تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی در چارچوب پژوهشی اسنادی استفاده شده است. همچنین، تدوین چارچوب کدگذاری مناسب برای اجرای تحلیل محتوای کیفی با روش فراترکیب انجام شده است. یافتهها: فراترکیب انجام شده، هفت رویکرد به استعدادپژوهی را نشان میدهد: «کلی ـ فلسفی»، «تکعامله»، «چندعامله»، «شخصنگر»، «شاخصنگر»، «عامگرا» و «دامنهمبنا». با استفاده از چارچوب هفت مقولهای فوق، تحلیل محتوای قیاسی و مطالعات پشتیبان خطمشیها انجام شد و غلبه رویکردهای «عامگرا» و «شخصنگر» در آنها شناسایی شد. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش بر غلبه «عامگرایی» و «شخصنگری» در خطمشیهای نخبگانی کشور دلالت دارند. عامگرایی با تاریخ سیاسی و فرهنگ عمومی کشور سازگار است و در آن، فردِ مستعد در قلمرو میتواند بهمنزله فردی مستعد در همه قلمروهای دیگر تصور شود. هرچند، تبیین غلبه شخصنگری با نوعی پیچیدگی همراه است؛ زیرا برنامههای گوناگون شناسایی، پرورش، حمایت و نگهداری از استعدادهای برتر در کشور از رویکردهای بههنجارسازی، استانداردسازی و عینیتگرایی متأثرند. ملاکهای عینیای برای شناسایی استعدادهای برتر تعریف شدهاند. این تعارض بین محتوای خطمشیها و واقعیت جاری، مانند تعارض بین آرمانها و چشماندازها و وضع موجود است؛ تعارض بین «آنچه میخواهیم» و «آنچه هستیم»! افزونبر این، تعارضهای درونمتنی دیگری نیز در این خطمشیها وجود دارند که برآمده از جمع بین رویکردهای متضاد در آنها هستند. این تعارضها بهدلیل نبود نظریه مبنای منسجم در تدوین خطمشیهای نخبگانی پدید آمدهاند.