خیابان دبیراعظم کرمانشاه و تاریخی از زندگی روزمره

نویسندگان

1 گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 گروه انسان‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jisr.2024.366294.1446
چکیده

 هر مکان جغرافیایی‌ای که انسان در آنجا حضور اجتماعی می‌یابد، به فضایی اجتماعی تبدیل می‌شود و در طی زمان، پیچیدگی‌های ساختاری می‌یابد. در دنیای جدید، شهرها و مشخصاً خیابان، کانونی برای زایش درهم‌تنیدگی‌های روابط اجتماعی -البته با تکیه بر معنا و بار تاریخی آن- شده است. خیابان در دنیای معاصر به‌مثابۀ صحنه‌ای اجتماعی-تاریخی بوده است که بسیاری از نویسندگان و شاعران (از داستایفسکی تا بودلر) در آن تأمل کرده و از آن الهام گرفته‌اند. عالمان اجتماعی و مشخصاً برخی جامعه‌شناسان نیز خیابان را چونان صحنه‌ای از فشردگی تاریخ و جامعه دانسته‌اند که تحلیل به‌ویژه برخی خیابان‌های خاص، دستاوردهای تجربی و نظری مهمی برای فهم زندگی اجتماعی فراهم آورده است. در این مقاله، با الهام از دستاوردهای لفور، روژک و بنیامین و با تکیه بر مفاهیم «تولید فضا»، «مناسبات فراغت» و «رفتار فراغت» فهمی جامعه‌شناسانه از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین کانون پرسه‌زنی و شاید فشرده‌ترین تجلی تاریخ اجتماعی شهر کرمانشاه، یعنی خیابان موسوم به دبیراعظم بیان می‌شود. در این مسیر، با تکیه بر بنیان‌هایی که از ادراک پوزیتیویستی واقعیت‌های اجتماعی فاصله می‌گیرد، مقوله‌های «ساختار الزام‌آور»، «بازتولید ساختار» و «رویه‌های تفسیری» در تعامل با یکدیگر درنظر گرفته شده‌اند و با تکیه بر روش تحلیل روایت، دبیراعظم در وجوه بازنمایی فضایی، پرسه‌زنان، تاریخ‌ها و زندگی روزمره شکل گرفته در آن -ضمن تحلیلی از سنخ‌های اجتماعی شکل‌دهنده به این فضا- به تصویر آورده شود. یافته‌ها نشان داد در زیر پوست کلیت نمایان خیابان دبیراعظم، سه فضای تاریخی، مدرن و ایدئولوژیک برساختۀ کنشگران، در تباین با یکدیگر حضور دارند. این کلیت در بطن خود سرشار از تاریخ و ایدئولوژی است که درمجموع بازنمودهای تاریخی و مدرن دبیراعظم، فضای ایدئولوژیک آن را تهدید می‌کنند و در این کشاکش، بازنمودهای مدرن حتی بازنمودهای تاریخی را نیز کمرنگ می‌کنند.