بازتاب تحولات سیاسی و اجتماعی دورۀ پهلوی اول در رمان‌های تاریخی و اجتماعی این دوره (1300 - 1320)

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

2 کارشناس ارشد علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

کودتای سوم اسفند 1299 نقطۀ آغاز حضور رضاخان در عرصۀ سیاسی کشور بود. حضوری که با فرماندهی قزاق‌ها و وزارت جنگ آغاز شد و به تاج‌گذاری او در مقام سلطنت در 1304 منتهی شد و تا 1320 ادامه یافت. رضاشاه در این دوران بیست‌ساله تلاش کرد با شکل‌دادن دولتی مرکزی و مقتدر و الگوبرداری از تحولات کشورهای اروپایی، بخش‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، قضایی، و آموزشی را اصلاح کند و از نو بسازد؛ تا چشم‌اندازها و فرصت‌های داخلی و بین‌المللی تازه‌‌ای برای ایران فراهم شود. اقدامات اصلاحی او در عرصه‌های مختلف آثار، نتایج، و واکنش‌های متفاوتی را درپی داشت. یکی از راه‌های بررسی این پیامدها و واکنش‌ها استفاده از متون و آثار چاپی این دوره در چهارچوب جامعه‌شناسی ادبیات است. در میان متون ادبی، رمان به‌دلیل ساختار و ویژگی‌های خاص خود اهمیت بیش‌تری دارد. پژوهش حاضر در پی آن است که به بررسی بازتاب اصلاحات سیاسی و اجتماعی رضاشاه در رمان‌های اجتماعی1300 - 1320، با استفاده از چهارچوب نظری لوسین گلدمن، بپردازد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در سال‌های آغاز سلطنت و اجرای اصلاحات مورد نظر رضاشاه، به رمان و رمان‌نویسی توجه بیش‌تری شد و با گذشت زمان و آشکارشدن نواقص و کاستی‌های اصلاحات تقلیدی این دوره، ادبیات و نوع ادبی رمان به ابزاری برای انتقاد از وضعیت آن زمان تبدیل شد.