تحلیل جایگاه مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در جامعه‌شناسی آکادمیک ایران (دهه‌های 1330 و 1340)

نویسندگان

1 گروه جامعه‌شناسی فرهنگی، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی، تهران، ایران

2 گروه توسعه اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دکتری جامعه‌شناسی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، تهران، ایران

4 گروه جامعه‌شناسی فرهنگی، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی، تهران، ایران

doi
10.22059/jisr.2024.366931.1450
چکیده

پرسش از جایگاه مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی که در دهۀ 1340 ذیل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شروع به کار کرد، در جامعه‌شناسی آکادمیک ایران پرسشی بنیادین است؛ چرا که در اکثر بررسی‌های صورت‌گرفته دربارۀ مؤسسه، جامعه‌شناسی به‌مثابۀ علمی وارداتی و بی‌نسبت با زمینۀ اجتماعی ایران ترسیم شده است. از سوی دیگر در پاسخ به این پرسش نه‌تنها می‌توان جریان‌های جامعه‌شناسی ایران را از هم تمییز داد، بلکه می‌شود ریشه‌ها و علامت‌های ناتوانی و رنجوری علوم اجتماعی ایران معاصر را نیز شناخت.در این مقاله به روش تاریخ انتقادی و مطالعۀ اسنادی نشان می‌دهیم تحلیل این جایگاه، جز از مجرای فهم میدان اجتماعی که مؤسسه در درون آن شکل گرفته امکان‌پذیر نیست.در این راستا بیشتر تحلیلگران به تاریخ‌نگاری جامعه‌شناسی آکادمیک در ایران و آن هم بی‌نسبت با مواد و مصالح این تاریخ پرداخته‌اند؛ چرا که آن‌چنان که نشان خواهیم داد، اینان بیشتر به امکان یا امتناع علوم اجتماعی در ایران می‌پردازند و نه جامعه‌شناسی آکادمیک ایران.مؤسسه آکادمیک مطالعات و تحقیقات اجتماعی از دل پرسش‌ها و ضرورت‌های اجتماعی ایران برآمده و گام‌هایی که در راه تولد جامعه‌شناسی در ایران برداشته در پی پاسخ به همین پرسش‌ها و ضرورت‌ها بوده است. تحقیق ما نشان می‌دهد دیدن عوامل خارجی به‌تنهایی نمی‌تواند بازگوکنندۀ حقایق تاریخی جامعۀ ایران معاصر باشد..