توکیل در وقف
نویسندگان
1 دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه سمنان
doi
10.22059/jorr.2014.52581چکیده
انجام دادن بسیاری از اعمال حقوقی در قالب اعطای وکالت به غیر، امر رایج و مرسومی است، بهگونهای که موکل با هدف تحقق منویات خود توسط وکیل، به وی وکالت و نیابت میدهد. اما جواز و عدم جواز وکالت دادن واقف به غیر، بهمنظور انشای صیغۀ وقف و نوعی توکیل در وقف، همواره یکی از خاستگاههای اختلافنظر فقهی بوده است، بهطوری که از یک سو، ادلهای بر جواز چنین توکیلی، و از سوی دیگر، ادلهای نیز بر عدم جواز وکالت دادن در وقف دلالت دارد. البته دربارۀ شرط وکالت در وقف در ضمن برخی از عقود لازم، نظیر بیع و رهن، مشهور فقها به جواز چنین شرط و آثار و احکام مترتب بر آن حکم صریحی دادهاند و بهصورت متقابل در قالب «شرط فعل»، توسط حقوقدانان نیز پذیرفته شده است. تبیین معنا و مفهوم ماهیت وقف از حیث عبادیت یا معاملیت و اینکه آیا در وقف، قصد قربت شرط است یا خیر؟ نقش تعیینکنندهای در اتخاذ موضع اثبات یا نفی در حکم این موضوع دارد. در نوشتار حاضر ضمن بررسی استدلالهای قائلان به جواز و عدم جواز توکیل در وقف، از رهیافت ادلهای چند از جمله دلیل عرف، به این نتیجۀ اصلی میرسیم که وکالت دادن در وقف و به تعبیر دیگر توکیل در وقف، چه در قالب شرط ضمن عقد (شرط فعل) و چه بهصورت ابتدایی، جایز و صحیح است.