مفهومپردازی الگوی کارآفرینی در صنایع فرهنگی (موردمطالعه: حوزة زبان و ادبیات فارسی)
نویسندگان
1 ندارم
2 دانشیار گروه کسب و کار، دانشکده کارآفرینی
3 گروه کارآفرینی، دانشگده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی،کرمانشاه، ایران
4 استادیاردانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی
5 استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jed.2020.302042.653345چکیده
هدف از این مقاله، مفهومپردازی الگوی کارآفرینی در رشتة زبان و ادبیات فارسی با تولید محتوای صنایع فرهنگی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از منظر روش کیفی _ روایتی است. جامعة مورد مطالعه، استادان صاحبنظردانشگاه درحوزههای ادبیات فارسی، کارآفرینی و اقتصاد، در سال1399 هستند؛ در این پژوهش از روش نمونهگیری قضاوتی و گلولهبرفی استفاده شد و مصاحبهها تا مرحلة اشباع دادهها (15 نفر) ادامه یافت. دادهها با استفاده از مصاحبة نیمهساختاریافته گردآوری و از روش پیشنهادی آیزنهارد (1989) تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان دادکه کارآفرینی در ادبیات فارسی متأثر از عوامل گوناگونی است که در شرایط علّی (تعداد دانشآموختگان بیکار، کسب درآمد از تخصص ادبیات فارسی، محدودیت دراستخدامها، وجود تقاضا)؛ شرایط مداخلهای (تأمین منابع مالی، نگرش درست تصمیمسازان و سیاستگذاران)؛ شرایط زمینهای (حمایتهای بخش دولتی و خصوصی، محیط اجتماعی-فرهنگی در جامعه ، نظام آموزشی خلاق و حقوق مالکیت فکری) قابل طبقهبندی بوده و پیامدهای مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای آن قابل طرح است. در پایان، پیشنهادهایی برگرفته از این تحلیل محتوایی برای کارآفرینی در ادبیات فارسی با صنایع فرهنگی ارائه شده است.