منطق تبیین اجتماعی در علوم اخلاقی از منظر جان استوارت میل

نویسندگان

1 گروه علوم اجتماعی، دانشکده فرهنگ، علوم اجتماعی و رفتاری، دانشگاه باقرالعلوم (ع)، قم، ایران

2 گروه علوم اجتماعی، دانشکده فرهنگ، علوم اجتماعی و رفتاری، دانشگاه باقرالعلوم (ع)، قم، ایران

3 گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jisr.2024.359580.1405
چکیده

مسئلۀ اصلی در تکوین نظام دانش، منطقی است که برمبنای آن، روابط ضروری میان مقوله‌های یک نظام دانش خاص تبیین می‌شود. جان استوارت در کتاب نظام منطق، ایده‌ای از تکوین علوم اخلاقی و اجتماعی را پی‌ریزی کرد که لوازم روش‌شناختی ویژه‌ای به همراه داشت. وی با الهام از فیزیک نیوتنی و علم اقتصاد سیاسی به دنبال توضیح مسیر تکوین علوم اخلاقی بود. از این‌رو مسئلۀ اصلی او امکان علوم اخلاقی جدید بود.در این مقاله به روش تحلیلی-توصیفی به تحلیل کتاب‌ها و مقالات دربارۀ نظام منطق تبیین در علوم اخلاقی از منظر جان استوارت میل می‌پردازیم. به این منظور متن کتاب نظام منطق اصل قرار گرفت. برای تحلیل عمیق‌تر محتوا و یافتن لایه‌های پنهان متن، در مرتبۀ اول از دیگر آثار میل و منظومۀ فکری وی و سپس مقالات و کتاب‌هایی که دربارۀ نظام منطق او نگاشته شده، در کنار مبانی کلان تجربه‌گرایی بهره گرفته شد.یافته‌ها نشان می‌دهد جان استوارت میل، قواعد عام ذهن را به‌مثابۀ اصول علوم اخلاقی و اتولوژی را به‌عنوان میانجی در تبیین اجتماعی ملحوظ داشته است. لوازم روش‌شناختی این مسئله نیز توضیح وجه ایستای پدیدۀ اجتماعی مبتنی بر وجه پویا و تکوین نحوۀ خاصی از فهم تاریخی است.بررسی محتوای آثار جان استوارت میل و به‌طور خاص کتاب نظام منطق نشان می‌دهد علوم اخلاقی هرچند از قواعد عام تجربه‌گرایی بهره می‌برد، به لحاظ محتوایی منطق ویژه‌ای دارد که از لوازم آن، نحوۀ خاصی از تاریخ تکوین می‌یابد