نسبت سنجی عدالت اجتماعی با الگوهای توسعه دولت های پس از انقلاب اسلامی

نویسندگان

1 دکتری مدرسی انقلاب اسلامی دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
چکیده

مهمترین مکاتب مورد توجه کشورهای در حال توسعه، بویژه پس از جنگ جهانی دوم، بر مبنای رویکرد لیبرالیستی و سوسیالیستی هستند که هر کدام دارای زیرمجموعه‌هایی در این حیطه است. الگوهای مبنی بر رویکرد لیبرالیستی بر اقتصاد بازار، خصوصی‌سازی، عدم دخالت دولت در اقتصاد و جلب سرمایه خارجی و توسعه صادارت متکی است. الگوهای سوسیالیستی نیز بر مبنای برنامه‌ریزی متمرکز دولتی معتقد به دخالت و هدایت دولت در اقتصاد هستند. بر این مبنا دولت‌های پس از انقلاب هر یک با توجه به شرایط خاص آن مقطع دست به گزینش الگویی خاص زده‌اند. مسئله مهم نسبت‌سنجی عدالت اجتماعی با این الگوهای توسعه است. در راستای بررسی این موضوع سؤال این است که الگوهای توسعه در دولت‌های پس از انقلاب اسلامی تا چه میزان در تحقق عدالت اجتماعی موفق بوده‌اند؟ برآیند تحقق عدالت اجتماعی در این دولت‌ها با ارزیابی و مقایسه شاخص‌های توسعه و همچنین عدالت اجتماعی، مانند فقرزدایی و محرومیت‌زدایی، نرخ تورم، نرخ بیکاری، رشد اقتصادی و ضریب جینی مشخص می‌شود. پژوهش حاضر در نظر دارد با بهره‌گیری از روش تحلیلی-تطبیقی، میزان تحقق عدالت اجتماعی در الگوهای توسعه در این دولتها را بررسی و با یکدیگر مورد مقایسه قرار دهد.