مبانی حکمت متعالیه برای اداره امور انسان در تراز انقلاب اسلامی و تأملاتی آسیبشناسانه در توسعه غیر متألهانه
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
سؤال اصلی در این نوشتار آن است که با توجه به مرکب بودن ساختار وجودی انسان از روح و بدن آیا سیاست و حکمت عملی متکفل امور او میتواند تک ساحتی و تک بعدی باشد؟ با توجه به این پرسش بنیادی و سؤال اصلی در مقاله پیش روی که اجمالاً پاسخ منفی را در پی دارد پیش فرض این پژوهش نیز بر این اساس استوار میباشد که انسانشناسی انقلاب اسلامی، سیاست و حکمت عملی غیر سکولار را برای اداره انسان ضروری میسازد و سنخ سکولار و غیر متألهانه آن فاقد پاسخی جامع به نیازهای چنین است.