کاربرد روش همبستگی متعارف برای بررسی رابطه بین هوش عاطفی با رفتارمدنی سازمانی و تعهد سازمانی
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت صنعتی، دانشکدۀ مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 کارشناسارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
doi
10.22059/jipa.2015.50759چکیده
یکی از مهمترین خصیصههای هر سازمانی در عصر حاضر، بهرهمندی از نیروی انسانی متعهد و با هوش عاطفی زیاد است؛ نیروهایی که به مشارکت در تغییرات موفق سازمان علاقه دارند و میخواهند همان رفتارهای شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی را از خود بروز دهند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر هوش عاطفی بر رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر را معلمان مقطع راهنمایی شهرستان شاهیندژ در آذربایجان غربی شکل دادهاند. حجم نمونۀ آماری با استفاده از جدول مورگان به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای 298 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده، پرسشنامههای تعهد سازمانی (مودای، استیرز و پورتر، 1979)، رفتار شهروندی سازمانی (اورگان، 1997) و هوش عاطفی (مایر، سالوی و کاروس، 1999) بوده است. نتایج تحلیل همبستگی متعارف با 99 درصد اطمینان، از رابطۀ قوی بین هوش عاطفی با رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی حکایت میکند. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد از میان ابعاد هوش عاطفی (خودآگاهی، خودکنترلی و بعد انگیزشی)، پیشبینیکنندههای خوبی برای رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی هستند.