بررسی دلایل اثربخش نبودن عملکرد سیستم خط مشی گذاری ایران در زمینۀ فقرزدایی (مطالعۀ موردی: لایحۀ «فقرزدایی در کشور جمهوری اسلامی ایران»)

نویسندگان

1 استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکدة مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد مدیریت دولتی ، دانشکدة مدیریت دانشگاه تهران (پردیس قم)، تهران، ایران

3 استاد گروه مدیریت دولتی ، دانشکدة مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jipa.2015.52082
چکیده

رفع معضل فقر به­منزلة یک مسئلة عمومی پیچیده، بیش از هر چیز متأثر از عملکرد سیستم خط‌مشی­گذاری عمومی در زمینة فقرزدایی است؛ به‌گونه­ای که می­توان کاهش یا افزایش میزان فقر در سطح جامعه را تابعی از عملکرد سیستم خط مشی­گذاری کشور در زمینة فقرزدایی دانست. در پژوهش حاضر، پس از تبیین اثربخش نبودن عملکرد سیستم خط‌مشی‌گذاری عمومی ایران در زمینة فقرزدایی، علل این مسئله با تمرکز بر لایحة «فقرزدایی در ایران» منزله نمونه­ای از عملکرد سیستم مذکور (به­صورت مطالعة موردی) بررسی شده است. بدین­صورت که ابتدا بر­اساس فرضیه­های سه­گانة پژوهش، مهم­ترین علل احتمالی اثربخش نبودن عملکرد سیستم خط مشی­گذاری کشور در زمینة فقرزدایی، در قالب سه مؤلفة «کوتاهی و غفلت خط مشی­گذاران»، «ناکارآمدی سیستم خط مشی­گذاری» و «پیچیدگی و گستردگی مسئلة فقر» مطرح شده­ و پس از آن با مراجعه به خبرگان و کسب آرای آنان، صحت فرضیه‌های تحقیق بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می­دهد که هر سه عامل فوق بر اثربخش نبودن عملکرد سیستم خط مشی­گذاری در زمینة فقرزدایی مؤثر بوده­اند، اما نقش و تأثیر مؤلفة «ناکارآمدی سیستم خط مشی­گذاری» بیش از دو عامل دیگر است.