تحلیل جامعهشناختی ناسازههای نخبگی در مدارس سمپاد (مورد مطالعه: دانشآموزان مدارس سمپاد تهران)
نویسندگان
1 گروه جامعهشناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران. ایران
2 گروه جامعهشناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران. ایران
doi
10.22059/jisr.2023.363310.1424چکیده
دانشآموزان سمپاد در رقابتی درونی با خود دوباره به دو سنخ قوی و ضعیف تقسیم میشوند. همۀ دانشآموزان سمپاد نخبهاند. دانشآموز ضعیف سمپاد نخبهای معمولی میشود. نخبۀ معمولی، دانشآموزی است که در رقابت کنکور سمپاد پیروز شده است، ولی در رقابت درون سمپاد شکست خورده است. در این مقاله نشان میدهیم چگونه سنخ «نخبۀ معمولی» در نهایت میانذهنیت دانشآموز سمپاد را تشکیل میدهد.در این پژوهش که بهصورت اتنوگرافیک صورت پذیرفته است. یکی از پژوهشگران بهعنوان معلم و مشاور مدرسۀ سمپاد با این دانشآموزان همراه بود و از خلال آنان زیست درون مدارس سمپاد را رصد میکرد. یکی دیگر از روشهای ما، تحلیل ثانویه و تحلیل اسنادی است که از دیگر منابع و مصاحبههایی که درمورد سمپاد در فضای مجازی در دسترس است، بهدست آمده است.یافتهها نشان میدهد که «نخبۀ معمولی» وارد سمپاد شده است، ولی نمیتواند انتظارات مدرسه را برآورده کند؛ خانواده فشارش بر این نخبۀ معمولی مضاعف است. این نخبگان معمولی عامل اصلی تداوم رقابت هستند؛ زیرا آنها وجه سلبی رقابت را نشان میدهند. گروه پیروزانی اکنون بازنده، اخلاق رقابت را در همۀ زیست خود تسری میدهند و بدین طریق فرهنگ سوبژکتیو موفقیت، از روی فرهنگ ابژکتیو رقابت بهعنوان ارزش اصلی زیست برساخته میشود. از سوی دیگر، با شکست در رقابت و بهرسمیتشناختهنشدن، اهداف اصلی سمپاد را به چالش میکشند.سنخ نخبۀ معمولی آشکارکنندۀ وجهی از «شخصیت اقتدارگرا» است. او از یک سو خود را برندۀ رقابت میپندارد و از سوی دیگر ذهنیتش برساختهشده بهواسطۀ همین رقابت است. به این ترتیب بهصورتی متناقض خود را در برابر «همگان» ضعیف میپندارد.