تبیین جایگاه زن در متون تاریخی با رویکرد شناختی (با تکیه بر چهار اثر از چهار دوره غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول)
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی
2 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی.
doi
10.22067/jls.2026.89428.1623چکیده
خویشکاری زن در همۀ ادوار تاریخی ایران، قابلتأمل و تبیین است؛ چراکه از رهگذر میزان غیبت و حضور زن، هم جایگاه او در هر دورۀ تاریخی و هم نوع مواجهۀ جامعۀ مردسالار با زن را میتوان تحلیل و تبیین کرد. ازاینرو، در جستار حاضر که تلاشی میانرشتهای در حوزۀ ادبیّات و زبانشناسی شناختی است، کوشیدهایم با روش تحلیلی–توصیفی و رویکرد استعارۀ مفهومی، این مهم را در چهار متن برتر تاریخی از چهار دورۀ غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول واکاویم و نشان دهیم هر یک از این نثرهای تاریخی چهارگانه برای بازنمایی مفهوم زن و فهم فرهنگی آن مفهوم، از چه استعارهها و چه حوزههای مبدأ برای توصیف زن بهره جسته است. درنهایت به این نتیجه رسیدیم که باورها و اندیشههای ایدئولوژیک و قدرت حاکمان در خلق این استعارهها مؤثر است و همچنین زن در بستری از مفاهیم ابزاری معنا مییابد و با تسرّی مفاهیم ضمنی سیاست و اقتصاد و تجربههای فیزیکی در شبکههای زبانی و واژگانی، شیئیّت زن در این متون قابل مشاهده است؛ بنابراین، آنچه از این پژوهش حاصل شد، این است که مفاهیم استعاری به کار گرفتهشده برای زن با صورتی که در جهان واقعی بر او دلالت میکند، متناظر است که حاکی از ارتباط تنگاتنگ جهانبینی گفتمان با استعارههاست.