خوانشی گرمسی از نقد زیباییشناسی و گفتمان زیباییشناختی نینامه
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، موسسه آموزش عالی دارالحکمه قم، ایران.
2 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تهران جنوب، ایران.
doi
10.22067/jls.2026.94077.1725چکیده
جستار حاضر سعی دارد با تکیه بر مطالعات بین رشتهای؛ تحلیلی محتوایی از گفتمان نینامه، هجده بیت آغازین مثنوی معنوی مولوی، انجام دهد و به بررسی این موضوع بپردازد که پندار و پدیدار چگونه با پروردن تخیل و عاطفه، تمامیت زیباییشناسی و وجه وجودی زیباییشناختی را در آن رقم زده است. فرضیة مقالة حاضر آن است که دو مؤلفة پندار و پدیدار در چارچوب درهم تنیدهای از شالودة شعر و عرفان، موقعیت انسان و حضور او را در درون ادبیات با ارزش و معنای جدید همراه میسازد. زیباییشناسی با گرایش به هنر فرم و تمرکز بر مطالعات ساختگرا، زبان شعر را فضایی تعریف شده و برنامهمدار میبیند و تحلیل محتوای آن را به کشف اقتدار زبان در تحریک پندار، ذوق و لذت محدود میکند، ولی زیباییشناختی با گرایش به فلسفة پدیدارشناسانه به دنبال بررسی چیزی بیشتر از فرم زبان است؛ چیزی که آفرینش معنا را در حضور خواننده و تحریک تأمل و شعور او میجوید. نتیجة این پژوهش نشان میدهد پندار و پدیدار، مرز ظریفی بین زیباییشناسی(استتیک) و زیباییشناختی(اتیک) ایجاد میکند و نینامة مولوی نمونة بارز متنهایی است که به دلیل گستردگی تنشها، ادراکات عاطفی و شَوِشی با نقصان معنا روبه رو است. همین امر عاملی مهمی در فربه بودن آن از پدیدار و گرایش معنای آن به اتیک است.