واکاوی کنشگری اجتماعی علویان آناتولی با تمرکز بر نقش طریقت‌های اخیت و بکتاشیه

نویسندگان

1 دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی

doi
10.22034/shistu.2026.2079695.2573
چکیده

پژوهش حاضر به واکاوی معمای ماندگاری و تداوم هویت علویان آناتولی می‌پردازد و می‌کوشد به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که این جامعه چگونه توانسته است علی‌رغم قرن‌ها حاشیه‌نشینی سیاسی، طرد نهادی و فشارهای ایدئولوژیک مسلط، هویت جمعی خود را حفظ، بازتولید و بازتعریف کند. مطالعه پیش‌رو با اتخاذ روش «تاریخی ـ تحلیلی» و با رویکردی جامعه‌شناختی، آگاهانه از چارچوب‌های صرفاً الهیاتی فاصله گرفته و بر سازوکارهای اجتماعی، نهادی و کنشی بقای علویان تمرکز دارد. بدین منظور، داده‌ها و منابع تاریخی در پرتو چارچوب نظری «بسیج منابع» چارلز تیلی و مفهوم «کُنش» در اندیشه آلن تورن بازخوانی و تحلیل شده‌اند.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که طریقت‌های «اخیت» و «بکتاشیه» صرفاً محافل عرفانی یا دینی نبوده‌اند، بلکه در عمل به‌منزله ساختارهای مؤثر بسیج منابع عمل کرده‌اند. علویان با نوعی تفکیک کارکردی، از شبکه‌های اخیت برای سازمان‌دهی اقتصادی و صنفی و از بکتاشیه برای نفوذ نهادی و سازمانی، به‌ویژه در ساختار ینی‌چری، بهره برده‌اند و بدین‌سان سرمایه نمادین خود را به قدرت اجتماعی تبدیل کرده‌اند. در پاسخ نهایی به پرسش پژوهش، نتیجه گرفته می‌شود که علویت نه صرفاً یک فرقه مذهبی، بلکه نظامی از «کُنش فرهنگی جمعی» است که از طریق ایجاد نهادهای اجتماعی ـ مردمی و شبکه‌های پایدار همبستگی در درون ساختار امپراتوری، تداوم تاریخی خود را تضمین کرده است.