تحلیل معضلات روحانیت شیعه در تحقق نظام اسلامی در دنیای جدید بر اساس تجربة دورة جمهوری اسلامی
نویسندگان
1 گروه مطالعات ایران، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
doi
10.22034/shistu.2025.2065684.2542چکیده
از روحانیت شیعه که رهبری انقلاب اسلامی ایران را بر عهده داشت، انتظار میرفت پس از پیروزی، آرمانشهر موعود انقلاب را محقق سازد. اما روحانیت نهادی سنتی بود و آمادگی لازم برای طراحی و راهاندازی یک نظام نوین را نداشت. هدف مقالهٔ حاضر جمعبندی معضلات روحانیت در مواجهه با علم و دنیای جدید و بررسی کارنامهٔ آن در برخورد با این معضلات است. پرسش اصلی پژوهش آن است که این معضلات چه بودهاند و روحانیت تا چه اندازه در حل آنها موفق عمل کرده است. روش پژوهش «فراترکیب» است؛ روشی که به جمعبندی و استنتاج تفسیری از منابع موجود در این زمینه میپردازد. پژوهشهای پیشین را میتوان در سه دسته جای داد: ۱) پژوهشهای کیفی دربارهٔ ساختار روحانیت و مرجعیت؛ ۲) پژوهشهای مبتنی بر شاخصهای کمی؛ ۳) پژوهشهایی دربارهٔ جنبههای متنوع اقتصادی و اجتماعیِ پیادهسازی نظام اسلامی. در جمعبندی، شش معضل اصلی شناسایی شده است: ۱) فردی بودن و فقدان رویکرد اجتماعی در فقه شیعه؛ ۲) تعارض آزادمنشی نهاد روحانیت با لزوم حفظ وحدت داخلی؛ ۳) دوری روحانیت از جریان پیشرفت در رشتههای جدید دانش؛ ۴) تعارض میان دیوانسالاری و سنت؛ ۵) دشواری در ایجاد توازن میان گفتمان تخصصی و عمومی؛ ۶) ایستایی روحانیت در برابر پویایی ارزشها و هنجارهای جامعه. در پایان، میزان توفیق روحانیت در مواجهه با این معضلات بررسی و نتیجهگیری شده است که روحانیت در برخورد با معضل پنجم نسبتاً موفق بوده، اما در مواجهه با سایر معضلات، توفیق کمتری داشته است.