مطالعهی تاریخی ـ کلامی نقش سادات صوفیمسلک در تکوین و تحول جریانهای سیاسی خراسان (قرن هشتم و نهم هجری)
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری تاریخ تشیع، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
doi
10.22034/shistu.2025.2056311.2516چکیده
یکی از پدیدههای قابل تأمل در تاریخ سیاسی خراسان در قرون هشتم و نهم هجری، حضور فعال برخی چهرههای علوی و سادات صوفیمشرب در رأس یا بدنهی جریانهای سیاسی است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که این حضور تا چه اندازه متأثر از سیادت و انتساب نسبی به خاندان پیامبر بوده است، و تا چه حد ریشه در عوامل دیگر (همچون شبکههای صوفیانه، ساختارهای محلی قدرت و بحرانهای مشروعیت) داشته است؟ این پژوهش با روش «تاریخی ـ تحلیلی» و با تکیه بر منابع کتابخانهای، به صورت موردی برخی جنبشها و شخصیتها (مانند سربداران، نوربخشیه و سادات نیشابور) را تحلیل کرده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد اگرچه سیادت در برخی موقعیتها توانسته است نقش مشروعیتبخش یا زمینهساز جذب پیروان را ایفا کند، اما کنش سیاسی این گروهها عمدتاً در بستری از شرایط پیچیدهی اجتماعی و تاریخی شکل گرفته است. درواقع، آنچه سبب ایفای نقش سیاسی برخی سادات شده، ترکیبی از منزلت طریقتی، سرمایهی اجتماعی ناشی از رهبری معنوی و بهرهبرداری هوشمندانه از خلأهای قدرت بوده است. همچنین تصوف بهمثابهی ساختاری شبکهای، زمینهی پیوند میان نَسَب، مرجعیت معنوی و ظرفیتهای سیاسی را فراهم میکرده است. پژوهش حاضر با تفکیک و تحلیل این عناصر، تصویری چندعاملی از نسبت میان سیادت، تصوف و سیاست ارائه داده و از تفسیرهای تکعلتی فاصله گرفته است.