بازتجربه‌گری مخاطب مثنوی به میانجی‌گری روایت

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان (دانشیار)

2 عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان (دانشیار)

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی.

doi
10.22067/jls.2026.96386.1773
چکیده

با اهمیت‌ یافتن «تجربه» در غرب که مرهون تغییرات پارادایمی در علم، فلسفه، الهیات و تحت تأثیر جریان‌هایی چون نهضت اصلاح دینی، پروتستانتیسم، رمانتیسم و الهیات مدرن بود، فردیت، سوژگی و نفی نظام سلطه-واسطۀ کلیسا در ارتباط با خدا و امر قدسی و به تبَعِ آن‌ها انواع «تجربه‌های زیستی، وجودی، دینی و عرفانی»، اعتباری خاص یافتند. ازاین‌رو «تجربه» و نسبتش با زبان، ذهن، حافظه، عواطف/احساسات، بدن، بافت/زمینه، سنت و روایت در کانون مطالعات قرار گرفت. به‌تدریج بحث «تنوع تجربه» ازجمله گونه‌های تجربه دینی (جیمز، دیـویس و…‌) و عرفانی (اُتّو، اِستیس، کَتز و…‌) طرح شد. درمقابلِ کسانی که بر «بلاواسطگی» تجربه‌های دینی و عرفانی، پافشاری می‌کردند، عده‌ای بر وجود «میانجی»ها تأکید کردند (کَتز و…‌). به این معنی که هر تجربه در درون چارچوبى روى می‌دهد که آن تجربه را ممکن می‌سازد. به تعبیری تجربه عرفانی از ظرفیت میانجی زبان و دیگر میانجی‌ها (ازجمله روایت) در امان نیست. زبان، روایت، خیال، مفهوم و فرم، میانجی‌ها و واسطه‌هایی هستند که امور درونی، انتزاعی، ایده‌ها و نظریه‌ها را صورت‌بندی و منتقل می‌کنند. روایت به‌مثابه یک میانجی، صرفاً محتوا را منعکس نمی‌کند بلکه از محتوا جدایی‌ناپذیراست؛ یعنی نمی‌توان با کنارزدن روایت، به کمینه محتوا (در این بحث، تجربه عرفانی) دست یافت. به این معنا که نحوۀ روایت، کنش روایت و نوع روایتگری نیز محتواآفرین است. شیوه روایت مولوی در مثنوی و شگردهای داستان‌گویی او که از امور و مسائل ملموس و فراگیر انسانی و موقعیت‌های آشنا آغاز می‌کند و به‌تدریج به طرح دقایق وجودی و بن‌بست‌ها و شکست‌ها و برون‌رَفت‌ها و مَخلص‌ها می‌پردازد سبب می‌شود که قصه‌ها و استطرادهای مثنوی هم‌زمان دو نوع حرکت را شکل دهند و پیش برند: حرکت افقی و گسترش‌یابنده و حرکت عمقی و عمودی. در این شیوه خاص روایت، سطح روایت و «صورت افسانه» برای مخاطب عام، نقش می‌خورَد و عمق و باطن روایت، زمینه را برای فهم استعاری و تأویلی و خوانش استغراقی مخاطبان خاص و اخص فراهم می‌آورد. در خوانش استغراقی برای مخاطب/خواننده، فرصت بازتجربه‌گری (تجربه‌کردن تجربۀ اولیه) فراهم می‌شود. در این مقاله در ابتدا به نقش روایت در مقام یک میانجی پرداخته‌ایم و سپس شیوه‌های خاص مولوی در روایتگری و زمینه‌سازی برای بازتجربه‌گری مخاطب را نشان داده‌ایم.