نقد نظریه «پیامبر اقتدارگرا» ( نقد روایی و قرآنی)

نویسندگان

1 پژوهشکده امام خمینی (ره)

2 پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی

doi
10.22034/shistu.2025.2044118.2479
چکیده

عبدالکریم سروش در نظریهٔ خود با عنوان «محمد، پیامبر اقتدارگرا» بر این باور است که شخصیت پیامبر اکرمˆ روحیه‌ای اقتدارطلب داشتند و این ویژگی در دین، کتاب و پیروان ایشان نمایان شده است. او برای اثبات ادعای خود، به آیات قرآن، روایات و اقدامات مسلمانان پس از پیامبرˆ استناد کرده و آنها را تجلی شخصیت ایشان ‌دانسته است. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا این ادعا با شواهد و مستندات اسلامی همخوانی دارد؟ همچنین بررسی می‌شود که آیا با استفاده از منابع معتبر اسلامی و تفاسیر قرآنی می‌توان این نظریه را تأیید یا رد کرد؟ هدف این پژوهش نقد و بررسی دلایل و شواهد مطرح‌شده توسط سروش با استناد به منابع معتبر اسلامی است. روش تحقیق شامل اعتبارسنجی روایات، انطباق آنها با محکمات قرآن و استناد به تفاسیر معتبر قرآنی است. با فرض اینکه اقتدارگرایی مد نظر سروش معنای مثبت ندارد، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند: سروش منابع اسلامی را به‌صورت گزینشی مورد استفاده قرار داده است. نقش قدرت سیاسی، به‌ویژه بنی‌امیه و بنی‌عباس در شکل‌دهی علوم اسلامی به نفع حکومت‌شان کم‌رنگ شده است. اسلام به‌عنوان تاریخ مسلمانان معرفی شده است (خلط اسلام یک و اسلام سه). روش گردآوری داده‌ها در این پژوهش اسنادی است.