طراحی مدل خطمشیگذاری بهمنظور بهبود محیط کسبوکار جمهوری اسلامی ایران با استفاده از نظریۀ دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای مدیریت سیاستگذاری، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه تهران، ایران
3 دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه تهران، ایران
4 دکترای مدیریت سیاستگذاری، دانشکدۀ مدیریت، دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22059/jipa.2013.36746چکیده
مدلهای متنوعی برای خطمشیگذاری در دورههای زمانی مختلف مطرح شدهاند که در عالم واقعیت هریک جلوهای دارند و در سیاستگذاری نشانی از آنها دیده میشود. مقالۀ پیش رو تلاش میکند که با در نظر گرفتن پیچیدگیهای محیط کسبوکار و مجموعه بازیگران بیشمار و متنوع این حوزه، مدلی از خطمشیگذاری برای رونق و بهبود محیط کسبوکار جمهوری اسلامی ایران ارائه دهد. دادههای گردآوریشده کیفی و با رویکرد نظریۀ دادهبنیاد است. جامعۀ آماری پژوهش، خبرگان محیط کسبوکار هستند که از طریق نمونهگیری نظری با دوازده نفر از آنان مصاحبههای عمیق انجام شده است. در این روش، محقق با رویکردی استقرایی و با کمک دادههای گردآوری شده، به تدوین نظریهای قابل اتکا در زمینۀ خطمشیگذاری اقدام میکند. برای این امر، پس از کدگذاری باز، مفاهیم و مقولهها استخراج شدند و در مرحلۀ کدگذاری محوری این مقولهها در قالب پدیدهمحوری، شرایط علّی، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر و کنشها و واکنشها نمایش داده شدند که بر این اساس، نهاد بهبود محیط کسبوکار، بهمنزلۀ پدیدۀ اصلی و محوری مدل سیاستگذاری و کنشهایی همچون طرحریزی برای بهبود محیط کسبوکار، فعل و انفعال دولت و بخش خصوصی و دستورگذاری واقعگرا مطرح شدند. درنهایت، سیر داستان ترسیم و نظریه بیان شده است.