از سیاست تا عمل در تحول دیجیتال آموزشعالی: ارائه یک نقشه راه جامع مبتنی بر فراترکیب
نویسندگان
1 دکتری تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.ایران.
2 دانشیار گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علومتربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران. مدیر هسته پژوهشی بومی گرایی طراحی یادگیری و تولید رسانههای دیجیتال مبتنی بر فرهنگ ایرانی.
doi
10.30473/t-edu.2025.75341.1307چکیده
تحول دیجیتال آموزشعالی با چالش کلیدی «شکاف میان سیاست و عمل» روبروست که اغلب به پذیرش پراکنده و ناهماهنگ فناوری در دانشگاهها منجر میشود. این پژوهش با هدف ارائه یک نقشه راه جامع برای عبور از این شکاف و هدایت راهبردی تحول دیجیتال با تمرکز بر فناوریهای هوشمند (مانند هوشمصنوعی) و همگرا (NBIC) انجام شدهاست. این نقشه راه با بهرهگیری از روش فراترکیب کیفی (سندلوسکی و با روسو، ۲۰۰۷) و تحلیل ۶۲ منبع معتبر (۲۰۱۴-۲۰۲۵) شامل مقالات علمی از پایگاههای دادهای مانند Scopus و Web of Science، گزارشهای سیاستی نهادهای بینالمللی و رتبهبندیهای جهانی تدوین شدهاست. یافتهها در چهارچوب یک بسته سیاستی یکپارچه سازماندهیشدهاند که بر چهار رکن اصلی استوار است: ۱) معیارهای کلیدی موفقیت بهعنوان مبانی راهبردی (شامل زیرساخت فناورانه، آمادگی سازمانی، توانمندسازی انسانی و عدالت آموزشی)؛ ۲) راهکارهای اجرایی بهعنوان مسیر عملیاتی (شامل توسعه زیرساخت، آموزش مستمر، نوآوری در برنامهریزی درسی و همکاریهای راهبردی)؛ ۳) چارچوب اخلاقی-حقوقی برای تضمین حکمرانی مسئولانه (با تأکید بر حریم خصوصی، شفافیت و عدالت الگوریتمی) و ۴) شاخصهای ارزیابی جامع برای سنجش پیشرفت و نتایج (شامل عملکرد فنی، نتایج آموزشی و رقابتپذیری جهانی). نوآوری اصلی این مدل در ارائه یک ساختار یکپارچه، چرخهای و مبتنی بر شواهد است که با پیوند دادن مستقیم هر راهکار به معیارهای موفقیت و شاخصهای ارزیابی، ابزاری قدرتمند در اختیار سیاستگذاران و مدیران دانشگاهی قرار میدهد تا گذار از سیاستگذاری پراکنده به عمل یکپارچه را ممکن ساخته و مؤسسات خود را به جایگاهی راهبردی و آیندهنگر سوق دهند.