میراث دوگانه قرن شیعه: همگرایی و واگرایی مذاهب اسلامی در عصر آلبویه
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه مذاهب اسلامی تهران
doi
10.22034/shistu.2024.2017931.2403چکیده
دوران تسلط خاندان آل بویه بر دارالخلافه بغداد (334-447ق)، که به «قرن شیعه» معروف است، اغلب به عنوان دورهای از احیای فرهنگی و علمی در جهان اسلام شناخته میشود. این پژوهش با بهرهگیری از رویکرد تاریخی- تحلیلی، به بررسی تأثیرات و میراث این دوره بر روابط میان پیروان مذاهب اسلامی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که در نیمه اول قرن شیعه، امیران بویهی با تکیه بر اقتدار نظامی و بهکارگیری سیاستهای غیر مذهبی، موفق به ایجاد تعادلی میان سران سیاسی، نظامی و مذهبی داخل و خارج از قلمرو خود شدند. این تعادل قدرت، زمینهساز ترویج رواداری مذهبی و همگرایی بیشتر میان مذاهب گردید و به تبع آن، رشد و توسعه علمی و فکری را به همراه داشت. در این فضای نسبتاً باز، علمای امامیه توانستند با بهرهگیری از فرصتهای بهوجودآمده و بهکارگیری رویکردی تقریبی، زمینههای رشد هویتی، فقهی و کلامی مکتب تشیع را در جهت همپایگی با مذاهب اهل سنت فراهم آورند. اما در نیمه دوم این قرن، با تغییر در مناسبات قدرت و افزایش تنشها، شرایط دگرگون شد. جامعه اهل سنت بغداد با هدایت خلیفه عباسی، به تقویت سنتگرایی و احیای مکتب تسنن پرداخت و مشروعیت نظریههای غیر سنی خلافت و راستدینی شیعیان و معتزله را به چالش کشید. بدینروی، برای قرن شیعه میتوان میراثی دوگانه و ترکیبی از همگرایی و واگرایی میان مذاهب اسلامی تصور کرد؛ دورهای که همزمان بستر همکاری و رشد مشترک و نیز زمینه تقابل و تفرقه را فراهم ساخت.