از انفعال تا آگاهی کنشگرانه: تحول شخصیت اصلی رمان چراغها را من خاموش میکنم در پرتو تحلیل نظاممند ایدئولوژیک دیالوگ
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 دانشیار گروه زبان انگلیسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22067/jls.2025.90611.1646چکیده
برخلاف خوانشهای رایج، این پژوهش نشان میدهد که شخصیت کلاریس در رمان چراغها را من خاموش میکنم، فرایند تحولی عمیق از انفعال به کنشگری را طی میکند که از طریق تحلیل نظاممند دیالوگ در دو سطح پیشنهادی در این جستار قابلاثبات است. سطح اول، دیالوگهای صریح را در بر میگیرد که شامل گفتوگوهای مستقیم، مونولوگهای درونی، و مکاشفههای شخصیتی است؛ این سطح، ویژگیهای اولیه شخصیت، روابط بینفردی و فضای اجتماعی-فرهنگی حاکم بر داستان را برای خواننده آشکار میسازد. سطح دوم و عمیقتر، دیالوگهای چندصدایی را تحلیل میکند که محصول تعامل پویا و پیچیدۀ کلاریس با آواهای بیرونی (اجتماعی) و درونی (فردی) و حتی اشیاء و جانوران است. در کانون این تحلیل چندصدایی، دو مفهوم جدید قرار دارد: «آواهای انفکاکی» که با صداهای دیگر در تعارض قرار میگیرند و با واکنش مقاومت از سوی شخصیت مواجهاند و «آواهای انضمامی» که در هستۀ هویت شخصیت اصلی ادغام شده و تمهیدات شکلگیری یک هویت نوین و پویا را فراهم میآورند. یافتهها نشان میدهد که این چارچوب تحلیلی، علیرغم سادگی ظاهری رمان، روشی کارآمد برای کاوش عمیقتر هویت است و با ارائۀ تعریفی نسبتاً جامع و چندسطحی از دیالوگ، الگویی بدیع را برای مطالعات شخصیتپردازی در ادبیات داستانی پیشنهاد میدهد.