هنرسازههای مشابه با بدیع معنوی شعر فارسی در خط نستعلیق
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد دانشکده هنر دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.
2 استادیار گروه ارتباط تصویری، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.
doi
10.22067/jls.2026.91089.1660چکیده
وجه اشتراک تمامی هنرها و اساساً آن چیزی که اثر هنری را به وجود میآورد، هنرسازهها یا بهعبارتدیگر شگردها و تمهیداتی هستند که هنرمندان در خلق آثارشان بهکار میگیرند. هنر خوشنویسی و بهویژه خط نستعلیق ازجمله هنرهای اصیل ایرانی است که همواره با شعر فارسی همراه و همگام بوده است. به گواه تاریخ، بسیاری از شاعران، خطاط و بسیاری از خطاطان، شاعر بودهاند. نزدیکی این دو هنر، گذشته از بحث محتوا، در بهکارگیری هنرسازههای مشابه نیز نمایان است. بخشی از شگردهای زیباییآفرین در شعر فارسی مربوط به بحث آرایههای معنوی است، ابزارهایی که جنبه معنایی دارند و از طریق تناسبات و روابط معنایی کلام را منسجمتر میکنند و درواقع موسیقی معنوی کلام را به وجود میآورند. برای بسیاری از این هنرسازهها، شگردهای مشابهی در خط نستعلیق وجود دارد. هدف این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده، نشان دادن این شباهتها با وجود تفاوت در حوزه بیانی این دو هنر است. مساله این است که شگردهای مشابه آرایههای معنوی شعر به چه صورت در آثار خوشنویسی خط نستعلیق تجلی مییابند؟ بدین منظور آثاری از هنرمندان خوشنویس برجسته در دورهها و در قالبهای مختلف بهطوریکه نماینده خط نستعلیق باشند، موردبررسی و تحلیل قرار گرفته است و نتایج حاصل از آن نشان میدهد که هنرسازههایی مشابه آرایههای اغراق، تجسم، ایهام، تضمین، صدامعنایی و تخلص را که از مهمترین شگردها و هنرسازههای بدیع معنوی در شعر فارسی است، میتوان در خط نستعلیق نیز مشاهده کرد.