کارکرد هنرهای تجسمی در بستر عکاسی جهت تقویت تفکر انتقادی دانشآموزان متوسطه با تأکید بر رویکرد آموزشیSTEAM
نویسندگان
1 سرگروه هنرهای تجسمی آموزش و پرورش استان مازندران. دانشجوی دکتری حکمت هنرهای دینی دانشگاه ادیان و مذاهب قم.
2 3. مدرس مدعو دانشگاه فرهنگیان، دکتری برنامه ریزی درسی. تهران، ایران.
3 مأمور آموزشی دانشگاه فرهنگیان، دکتری برنامه ریزی درسی، تهران، ایران.
doi
10.30473/t-edu.2025.73187.1233چکیده
پژوهش حاضر به تحلیل و بررسی کارکرد هنرهای تجسمی، در بستر عکاسی، در تقویت مهارتهای تفکر انتقادی دانشآموزان مقطع متوسطه با تأکید بر علوم و فناوری در چارچوب STEAM میپردازد. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل آثار عکاسی دانشآموزان بهعنوان بازتابدهنده فرآیندهای تفکر انتقادی و بررسی چگونگی استفاده از ابزارهای فناورانه و اصول علمی در ایجاد این آثار بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام شدهاست. جامعه آماری شامل دانشآموزان مقطع متوسطه استان مازندران بوده و نمونه پژوهش با روش نمونهگیری هدفمند از میان دانشآموزانی که در فعالیتهای هنری و عکاسی مشارکت داشتهاند، انتخاب شدهاست. عناصر و کیفیات بصری مانند رنگ، نور، ترکیببندی و زاویه دید، همراه با تأثیر فناوری (نرمافزارهای ویرایش عکس) و علوم (اصول نور و رنگ) در آثار هنری دانشآموزان تحلیل شد. یافتهها نشان داد که مضامینی مانند تضادهای ارزشی، آشفتگی محیطی، امید و مقاومت در برابر موانع، بیشترین تأثیر را در بازتاب تفکر انتقادی دارند. نتایج پژوهش نشان داد که بهرهگیری از رویکرد آموزشی STEAM، در هنرهای تجسمی، بستر مناسبی برای طراحی فعالیتهای آموزشی هدفمند و تقویت تفکر انتقادی ایجاد میکند. برای نمونه، ابزارهای هوشمصنوعی به دانشآموزان کمک میکنند تا تصاویر خود را بهطرز عمیقی بهسمت ایجاد معنا و مفهوم بهبود بخشند و مفاهیم انتقادی را با دقت بیشتری بازتاب دهند. از این رو، پیشنهاد میشود فعالیتهای آموزشی با تأکید بر علوم و فناوری طراحی شوند، ابزارهای هوشمصنوعی بهصورت هدفمند به کار گرفته شوند، و نمایشگاههای تعاملی برای تبادلنظر و تحلیل آثار برگزار گردد.