جامعه شناسی انتقادی حادثه عاشورا از منظر امام حسین (ع)
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات - دانشگاه باقرالعلوم
doi
10.22034/shistu.2024.2018713.2406چکیده
حادثه عاشورا از مهمترین حوادث جهان اسلام، بهویژه حوزه تشیّع است که تأثیرات زیادی بهجای گذاشته است. هیچ حادثهای بهاندازه عاشورا در جغرافیای ذهنی مسلمانها، بهویژه شیعهها وسعت قلمرو ندارد. باوجود وسعت قلمرو، حادثه عاشورا به روز عاشورا تقلیل یافته و کمتر به زمینهها، علل پیدایش و پیامدهای آن توجه شده است. ازاینرو، توجه به جنبههای گوناگون حادثه عاشورا اهمیت دارد. هرچند عاشورا از سوی متفکران زیادی بررسی و تحلیل شده است، اما تحقیقات علمی بیشتر با رویکرد «نقد بیرونی» به آسیبشناسی حادثه میپردازند و کمتر با رویکرد «نقد درونی» و از منظر امام حسین(علیهالسلام) آن را تحلیل میکنند. بدینروی، نگارنده با الهام از الگوی تحلیلی «نقد درونی» مکتب فرانکفورت، وضعیت مطلوب، وضعیت موجود، علل تنزل و راهکار ارتقاء را از منظر امام حسین (علیهالسلام) بررسی نموده و با واکاوی واژگان کلیدی بر اساس «تحلیل همنشینی» در چهار حوزه «سیاسی»، «اقتصادی»، «اجتماعی» و «فرهنگی» به مقایسه پرداخته است. نتایج تحقیق نشان میدهد که امام حسین (علیهالسلام) به نظام سیاسی «محوریت» قایل است. با تغییر حاکمیت قانونمند نبوی به حاکمیت استبدادی اموی، به علت کمکاری نخبگان مذهبی، در سایر حوزهها نیز دگرگونی رخ داد. مفهوم «پدر مهربان» در برابر «زورگوی کینهتوز»، «بیتالمال همگانی» در برابر «ویژهخواری حاکمان»، «برابری مردم» در برابر «بردگی مردم»، و «کتابمحوری» در برابر «امیال حاکمان» نشاندهنده دگردیسی حاکمیت نبوی به حاکمیت اموی در چهار خرده نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. راهکار رشد و هدایتْ نثار خون از سوی نخبگانی، همچون امام حسین (علیهالسلام) است.