زمینههای دینی درگرایش هندوها به تشیع در قلمرو سلاطین اَوده
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی و استادیار گروه ادیان و عرفان، دانشکده إلاهیات و علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
doi
10.22034/shistu.2023.558118.2267چکیده
بخشهای شمال شبه قاره در سدههای 12 و 13ق تحت فرمانروایی سلسلهای از حاکمان شیعی، موسوم به «سلاطین اَوده» قرار داشت که قلمروی را مستقل از گورکانیان اداره میکردند. از ابتدای استقرار تشیع به وسیله کارگزاران امام علی7 در هند، دستاوردهای کانون شیعی اوده در جذب هندوها به تشیع بسیار چشمگیر بود. این مقاله با روشی «توصیفی - تحلیلی» میکوشد تا اثبات کند که این رهاورد، نه فقط به سبب مزایای اقتصادی و اجتماعی بود که از تغییر کیش به تشیع عاید هندوها میشد، بلکه به سبب قرابتهایی بود که ایشان میان مذاهب هندویی و شیعه ملاحظه میکردند. هر سه شیوه دینداری رایج در میان هندوها (یعنی کرمهمارگه، جنانهمارگه و بهکتیمارگه) دارای شیوهای مشابه در تشیع بود و افرادی که تغییرکیش میدادند مجبور به اتخاذ شیوهای جدید در دینداری نبودند. مؤلفههای اعتقادی، آیینی و اخلاقی مشابهی نیز وجود داشت که فرایند پذیرش تشیع را برای هندوها دلپذیر میساخت؛ از جمله: تشابه جایگاه اوتارههای هندویی با امامان شیعه، باور به ظهور منجی، اعتقاد به توسل، اجرای سنتهای تطهیر و پرهیز، اقدام به نذر و زیارت، مراسم دینی دستهجمعی، و رفع برخی مرزهای طبقات اجتماعی. البته باید اذعان نمود که مساعی سلاطین اوده در جهت ترویج باورها، مناسک و اخلاق شیعی در آن دوران، تماس هندوها با مظاهر شیعی را آسانتر ساخت و این امکان را برای بسیاری از آنها فراهم کرد تا تجربهای از تشیع حاصل کنند.