بازخوانی نقش و کارکرد بازتاب اسطوره در آثار چهار شاعر شاخص شعر رمانتیک افغانستان
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دری، دانشکدۀ تعلیم و تربیه، دانشگاه جوزجان، شبرغان، افغانستان.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران.
doi
10.22067/jls.2026.91005.1658چکیده
اسطورهها، بهعنوان نمادهای روایتمند و تصویرهای فرهنگیشده، منابعی سرشار از استعارهها، الگوها و کهنالگوهای فرهنگیاند که امکان توسعۀ لایههای معنایی و بلاغی آثار ادبی را فراهم میکنند و به شاعران این فرصت را میدهند تا با ایجاد پلی میان گذشته و حال، مخاطب را به سفری در زمان و فرهنگ دعوت کنند. این عناصر فرهنگی در ادوار مختلف شعر فارسی بازتابی گسترده داشته و به گونههای مختلف در تصویرسازی و مضمونپردازی شاعران نقش برجسته ایفا کردهاند. در شعر معاصر افغانستان نیز این سازۀ فرهنگی با نقش و کارکردهای متنوع تبارز یافته و شاعران با رویکردهای متنوع در کاربست مفاهیم مختلف از بازتولید اسطوره سوده بردهاند. به همین سبب، پژوهش حاضر تلاش دارد تا برمبنای منابع کتابخانهای و براساس روش توصیفی- تحلیلی، چگونگی بهرهگیری پیشگامان شعر رمانتیک افغانستان از عناصر اسطورهای را بررسی و تحلیل کند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که بازتاب اسطوره در شعر رمانتیک افغانستان، ضمن احیا و تقویت هویت ملیفرهنگی، کارکردهای الگوسازی، نقد اجتماعیسیاسی، ایجاد پیوند میان گذشته و حال، تقویت بارمعنایی و بلاغی، توصیف مفاهیم انتزاعی، بازتاب عواطف نوستالژیک، تبیین مفاهیم عرفانی و زیباییشناختی را دربر دارد.