شگردهای روایی فراداستان تاریخی و رئالیسم جادویی (مطالعۀ موردی: داستان «اعتصام‌السلطنه» بیژن نجدی)

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران.

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران.

3 دانشجوی دکترا دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران.

4 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران.

doi
10.22067/jls.2026.94786.1736
چکیده

این مقاله با تمرکز بر داستان «اعتصام‌السلطنه» اثر بیژن نجدی، به بررسی نحوۀ به‌کارگیری شگردهای فراداستان تاریخی و رئالیسم جادویی می‌پردازد. مسألۀ اصلی پژوهش آن است که نشان دهد چگونه تلفیق این دو سبک روایی، با بهره‌گیری از تکنیک‌هایی خاص، روایت تثبیت‌شده و اقتدارمحور تاریخ را دچار گسست کرده و امکان خوانشی چندلایه، انتقادی و بازاندیشانه از گذشته را فراهم می‌آورد؛ خوانشی که تاریخ را از سلطۀ گفتمان قدرت رها ساخته و امکان شنیدن صداهای به‌حاشیه‌رانده‌شده را فراهم می‌کند. با رویکردی روایت‌شناسانه، مقاله تحلیل می‌کند که نجدی با بهره‌گیری از شگردهای فراداستانی چون راوی خودآگاه، روایت غیرخطی، شخصیت‌بخشی به اشیاء و چهارچوب‌شکنی، ساختار رسمی تاریخ را به چالش می‌کشد. در کنار این، مؤلفه‌های رئالیسم جادویی مانند خواب‌های نمادین، زبان شاعرانه، اروتیسم استعاری و دوگانگی واقعیت و خیال، جهانی روایی خلق می‌کنند که در آن مرز میان حافظه، اسطوره و تاریخ به‌تدریج محو می‌شود. تلفیق این دو سبک نه‌تنها دریافت تاریخ را از قالب‌های نهادینه‌شده و تک‌صدایی خارج می‌سازد، بلکه جایگاه خواننده را از موقعیتی منفعل به کنشگری معناگرایانه ارتقا می‌دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نجدی تاریخ را نه به‌عنوان گزارشی عینی از رویدادها، بلکه به‌مثابۀ کنشی ادبی و انتقادی بازآفرینی می‌کند؛ کنشی که هدف آن احیای صداهای خاموش‌شده در حافظۀ جمعی و نقد روایت‌های مسلط تاریخی است.