تحلیلی بر ساختار روایت در رمان مکاتبهای فارسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند،ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند،ایران.
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند،ایران.
doi
10.22067/jls.2026.91194.1662چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل ساختار روایی رمانهای مکاتبهای فارسی و تبیین نقش چندصدایی در این گونۀ ادبی، بر اساس نظریه چندصدایی میخائیل باختین به انجام رسیده است. حوزه نظری پژوهش، عمدتاً بر مفاهیم چندصدایی (Polyphony) و اختلاف آگاهی (Heteroglossia) باختین استوار است که بر اهمیت تعامل و همزیستی صداها و دیدگاههای مستقل در متن تأکید دارند. روششناسی پژوهش، ترکیبی از رویکرد توصیفی-تحلیلی و مطالعات موردی بر روی نمونههای شاخص رمان مکاتبهای فارسی است. در این راستا، ماهیت ارتباطی فرم مکاتبهای (نامه، ایمیل، پیامک و غیره) بهعنوان بستر اصلی ظهور چندصدایی موردبررسی قرار گرفته است. یافتههای مشخص پژوهش نشان میدهند که ساختار مکاتبهای بهطور ذاتی ظرفیت بالایی برای ایجاد و نمایش صداهای متعدد و متمایز شخصیتها دارد؛ امری که بهطور مستقیم بر افزایش تعلیق روایی، غنای شخصیتپردازی و بازنمایی پیچیدگی واقعیت تأثیر میگذارد. همچنین، پژوهش نشان داد که تحول فرم مکاتبهای به سمت رسانههای نوین، این قابلیت چندصدایی را در ادبیات معاصر ایران تقویت کرده و امکاناتی نوین برای بسط معنای روایت فراهم آورده است. درنهایت، این مطالعه تأیید میکند که رمان مکاتبهای، با بهرهگیری از فرم و چندصدایی، بهگونهای برجسته در اعتلای ساختار و گونههای روایی در ادبیات معاصر ایران نقش ایفا کرده است.