روایت شناسی مقتل سرّالأسرار فی مصیبۀ ابی الأئمۀ الأطهار(ع) بر اساس الگوی کنشی گرماس
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22034/shistu.2023.545744.2190چکیده
واقعة تاریخی عاشورا، از دیرباز تا کنون در اشکال مختلفی از روایت نظیر مقتلالحسین نقل شده است. مقتلنگاری از شاخههای مهم تاریخنگاری اسلامی است که با الگوهای جهانی شناختِ روایت انطباق دارد. تحلیل و بازخوانی مقتلها بر اساس نظریههای جدید میتواند در شناخت بیشتر و بهتر این آثار مؤثر واقع شود. مقتل «سرالأسرار فی مصیبۀ أبی الأئمۀ الأطهار» اثر جلیلی کرمانشاهی یکی از این مقتلهاست که تا کنون مورد غفلت پژوهشگران بوده است. الگوی کنشی گرماس بستری را فراهم میسازد تا با استخراج عاملان یک روایت و پیرفتهای روایی، در نهایت ساختار روایی یک اثر را شناخت. نگارندگان در پژوهش حاضر به شیوة توصیفی - تحلیلی با رویکرد کنشی، مشارکین هر موقعیت را در روایتهای این مقتل استخراج نموده و با کنشگرهای گرماس تطبیق دادهاند و پیرفتهای روایی را نیز شناسایی کردهاند. شخصیتها در این روایات در جایگاه شش کنشگر ظهور مییابند و با توجه به کنشهای خود، پیرفتهای روایی را شکل میدهند. پس از بررسی و تحلیل ساخت روایی این مقتل، این نتیجه به دست آمد که الگوی کنشی با مقتل «سرالأسرار» قابل تطبیق است و طرح کلی روایت این مقتل، انسجام و ساختاری استوار دارد که زمینة بررسی کنشگرها و پیرفتهای روایی را فراهم آورده است.