سیر تطور تساهل سیاسی در قانون اساسی افغانستان و نقش آن در تأمین حقوق شیعیان
نویسندگان
1 استاد و عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی جامعه المصطفی العالمیه، قم
2 دانش پژوه دکتری جامعه المصطفی العالمیه
doi
10.22034/shistu.2022.525176.1998چکیده
حقوق شیعیان افغانستان بهعنوان بخش قابلتوجهی از شهروندان این سرزمین با ویژگیهای هویتی و فرهنگی خاص، همواره در طول تاریخ نادیده گرفته شده و تنها در دوره اخیر پس از تدوین قانون اساسی جدید در سال 1382 شمسی روزنهای فراروی این اقلیت قومی و مذهبی گشوده شده است. پرسش جستار حاضر آن است که تساهل سیاسی در قانون اساسی جدید افغانستان، در مقایسه با قوانین اساسی گذشته این کشور، به چه میزان گنجانده و رعایت شده و هچنین چه نقشی در تأمین حقوق شیعیان ایفا کرده است؟ در پاسخ به این پرسش، فرضیهی این نوشتارآن است که قانون اساسی جدید افغانستان دارای ظرفیتهای نظری قابلتوجهی در زمینه تساهل سیاسی میباشد و با واکاوی در مواد گوناگون این قانون نشان میدهد که به لحاظ نظری ظرفیت کشف و استخراج حقوق اقلیت شیعیان نیز در آن وجود دارد. این نوشتار عهدهدار تبیین و تحلیل وجهِ نظری تساهل سیاسی در قانون اساسی جدید و نقش آن در تأمین حقوق شیعیان است. اما با تاسف اجرای این اصل در عمل در مقایسه با واقعیت موجود فاصله زیادی دارد که لازم است مقتضیات، موانع و راهکارهای عملیِ تأمین حقوق شیعیان به شکل جداگانه و در پژوهشی مستقل بررسی شود.