تأثیر عناصرکلامی در بینش و روشِ تاریخ‌نویسی‌یِ دورة صفویه

نویسندگان

1 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

2 استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه‌ شهیدچمران‌اهواز، اهواز، ایران

doi
10.22034/shistu.2022.533214.2084
چکیده

سدة 10 ق عصر نوینی در تاریخ ایران و همسایگانش به شمار می­رود؛ چراکه با تأسیس دولت شیعی صفویه، رقابت­ها و دشمنی­های دیرپایی میان صفویان و حکومت­های­ سنی­مذهبِ غرب و شرق ایران ایجاد گردید. در این میان، کتب تاریخ‌نویسی نقش برجسته­ای در توجیه مبانی مشروعیت­بخش مذهبی دول رقیب و رویارویی­های عقیدتی و سیاسی میان آن­ها ایفا کردند. بخش مهمی از روایات مربوط به مبانی مشروعیت­بخش مذهبی­ی صفویان و رقبایشان و نیز مجادلات عقیدتی آن­ها با یکدیگر، تحت تأثیر عناصر و مفاهیم کلامی نگاشته شد. این مقاله با بهره­گیری از رویکردی تاریخی و روش «توصیفی و تحلیلی» در پی توضیح چرایی و چگونگی این مسئله­ برآمده است. نتایج نشان می­دهد: به سبب اتکای تاریخ­نویسی کلام­انگارانه به منابع معرفت­شناختی همچون عقل و نقل معتبر - قدرت نفی و اثبات محکمی در کنه چنین رویکردی بوده است. هواخواهان و مخالفان صفویان کوشیدند با بهره­گیری از چنین روشی، ضمن تأیید و اثبات گرایش‌های سیاسی و عقیدتی خود، مبانی مشروعیت­بخش مذهبی این دولت را اثبات و یا رد نمایند. موضوع هستة اصلی روایات، نقش مهمی در نوع روش به کار گرفته شده داشت.