نقش برازش تکلیف- فناوری و سازههای مدل پذیرش فناوری در پیشبینی کیفیت تدریس معلمان دورهی متوسطه
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی، گروه روان شناسی و علوم تربیتی، واحد انار، دانشگاه آزاد اسلامی، انار، ایران
2 گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد انار، ایران.
doi
10.30473/t-edu.2024.70220.1114چکیده
این پژوهش با هدف بررسی کاربرد مدل برازش تکلیف- فناوری و مدل پذیرش فناوری برای ارزیابی کیفیت تدریس معلمان در محیط آموزشی با استفاده از روش همبستگی انجام شد. جامعهی آماری 410 معلم متوسطهی دورهی دوم شهر رفسنجان بودند که 200 نفر بر اساس جدول نمونهگیری کرجسی و مورگان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامههای گاردنر و آمورسو (2004)، کلوپینک و مککنی (2004) و باس و همکاران (2016) برای سازههای مدل پذیرش فناوری؛ کیفیت تدریس معلمان جاتیلنی و جاتیلنی (2018) و برازش تکلیف- فناوری آجایی (2014) پاسخ دادند. دادهها با روش تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج نشان داد که اثر مستقیم برازش تکلیف- فناوری بر کیفیت تدریس با فناوری معلمان و سهولت و سودمندی ادراکشده و نگرش و نیت رفتاری کاربرد فناوری در تدریس اثر مثبت و معنیدار دارد، اما این تأثیر بر کاربرد واقعی فناوری در تدریس معنیدار نبود. اثر مستقیم نگرش نسبت به کاربرد فناوری بر کیفیت تدریس معلمان با فناوری مثبت و معنیدار ، اما اثر سهولت و سودمندی ادراک شده، نیت رفتاری و کاربرد واقعی فناوری بر کیفیت تدریس با فناوری معنیدار نبود. نتایج اثرات غیرمستقیم برازش تکلیف-فناوری بر کیفیت تدریس با فناوری با واسطهگری پذیرش فناوری در تدریس معلمان نشان داد کلیه مسیرهای زنجیرهای که از طریق سازههای پذیرش فناوری به کیفیت تدریس با فناوری منجر میشود، معنیدار نمیباشند. بنابراین میتوان گفت برازش تکلیف- فناوری و پذیرش فناوری در بین معلمان نمونهی مورد بررسی نتوانست پیشبینیکنندهی کیفیت تدریس با فناوری آنها باشد.