کولبری و طرد اجتماعی (مردمنگاری انتقادی بازیگران غیرنهادی و کارگزاران نهادی میدان تجارت مرزی بانه)
نویسندگان
1 گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
3 گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22059/jisr.2023.342184.1299چکیده
با کنارهگیری تدریجی برخی دولتها از مسئولیتهای اجتماعی، تجارت مرزی به شیوۀ اصلی معیشت مبدل شده و بهمثابۀ بدیل توسعه مدنظر ساکنان مناطق مرزی و کارگزاران نهادی قرار گرفته است. در این شیوة خاص معیشتی، کولبران نماد انزوا و طردشدگی هستند که بهدلیل نداشتن شرایط مساعد، همواره در معرض مناقشه و منازعه قرار دارند. پژوهش حاضر، به میانجی تجربۀ زیسته و وضعیت کولبران در میدان تجارت مرزی به واکاوی طرد اجتماعی کولبران از منظر بازیگران غیرنهادی و کارگزاران نهادی پرداخته است. بهمنظور دستیابی به این هدف، در بخش نظری از دیدگاه انتقادی نظریهپردازانی مانند فوکو، بوردیو و ورانکن بهمنظور صورتبندی مفاهیم در راستای اهداف و سؤالات استفاده شد. در بخش روشی متناسب با پارادایم انتقادی، از مردمنگاری انتقادی برای انجام عملیات پژوهش استفاده شده است. جامعۀ هدف بازیگران نهادی و غیرنهادی مرتبط با کولبری در میدان تجارت مرزی در شهرستان بانه است که به روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی 49 نفر از افراد مطلع و درگیر برای مصاحبۀ نیمهساختیافته انتخاب شدند.یافتهها نشان میدهد تجربۀ زیستۀ کولبران در میدان تجارت مرزی بر بیقدرتی، بروکراتیزهشدن، شهروندی معلق، تبعیض نهادی، کرامتزدایی، حاشیهایشدن فزاینده، تماشاییشدن، زیستجهان ناامن و زیست دردمند دلالت دارد.کولبری پدیدهای ساختاری و تاریخی است که سازوکارهایی آن را شکل داده و تداوم بخشیده است. از مهمترین این سازوکارها میتوان به طرد اجتماعی تنیدهشده در ساختار مناطق مرزی اشاره کرد. کولبری محصول طرد است و تداوم آن به طرد مضاعف انجامیده است