مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، مولاژ و آموزش سنتی بر میزان بارشناختی دانشآموزان در درس زیستشناسی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علومتربیتی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
2 استادیار، گروه علومتربیتی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
3 دکتری برنامهریزی درسی، گروه علومتربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران
4 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران.
doi
10.30473/t-edu.2022.9005چکیده
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، مولاژ و آموزش سنتی بر میزان بارشناختی در درس زیستشناسی دانشآموزان دختر پایه دهم شهر اراک بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با استفاده از روش پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان دختر پایه دهم متوسطه شهر اراک بود که تعداد 113 نفر از آنان (در قالب چهار کلاس درس) بهعنوان نمونه آماری بهروش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب گردیدند و در نهایت جایگزینی کلاسها در گروههای آزمایش و کنترل بهصورت تصادفی صورت پذیرفت. برای اندازهگیری میزان میزان بارشناختی از مقیاس درجهبندی پاس و ون مرینبوئر استفاده شد.. دادهها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس یک راهه و نیز جهت مقایسه زوجی گروهها از تصحیح بنفرونی) و نرمافزار spss نسخه 23 تجزیه و تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد بین بارشناختی دانشآموزانی که با روش واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، مولاژ و سنتی آموزشدیده بودند، تفاوت معناداری وجود داشت و از میان این روشها بیشترین تأثیر در کاهش بار شناختی را واقعیت افزوده و کمترین اثر را روش تدریس سنتی داشت. بهعبارتی دیگر استفاده از روش واقعیت افزوده، واقعیت مجازی و مولاژ در راستای هم و در نهایت آموزش سنتی بهترتیب کمترین میزان بار هنگام ورود اطلاعات به حافظهی فعال را در دانشآموزان وارد میکرد. بنابر نتایج باید به معلمان آموزشهای لازم در جهت استفاده از چنین فناوریهای داده شود و واقعیت افزوده و واقعیت مجازی را در متدولوژی تدریس خود به کار گیرند و ضمن اینکه به دیگر امکانات در دسترس، مثل مولاژ ها بیتوجه نباشند که در صورت بهکارگیری صحیح چنین امکاناتی گاهی همتراز با فناوریها میتوان در کاهش بارشناختی از آنها سود برد.